و نه استعداد و هوش و مانند آن .
به همين دليل در قرآن مجيد روى اين موضوع با مؤكدترين بيان تكيه شده است ، آنجا كه مىگويد : إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ : « صابران پاداش خود را بىحساب مىگيرند » ( زمر - 10 ) .
و در مورد ديگر بعد از ذكر « صبر در برابر حوادث » مىخوانيم : إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ : « اين كار از محكمترين كارها است » ( لقمان - 17 ) .
اصولا ويژگى استقامت و پايمردى ، اين است كه فضائل ديگر بدون آن ارج و بهايى نخواهد داشت كه پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در « نهج البلاغه » در « كلمات قصار » مىخوانيم :
و عليكم بالصبر ، فان الصبر من الايمان كالراس من الجسد ، و لا خير فى جسد لا راس معه ، و لا فى ايمان لا صبر معه :
« بر شما باد به صبر و استقامت كه صبر در برابر ايمان همچون سر است در مقابل تن ، تن بىسر فايده اى ندارد ، همچنين ايمان بدون صبر ناپايدار و بىنتيجه است » ( 1 ) .
در روايات اسلامى عاليترين صبر را آن دانستهاند كه به هنگام فراهم آمدن وسائل عصيان و گناه انسان مقاومت كند و از لذت گناه چشم بپوشد .
در آيه مورد بحث مخصوصا به مسلمانان انقلابى نخستين كه دشمنان نيرومند و خونخوار و بىرحم از هر سو آنها را احاطه كرده بودند ، دستور داده شده است كه در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پايمردى كمك بگيرند ، كه نتيجه آن استقلال شخصيت و اتكاء به خويشتن و خود يارى در پناه ايمان به خدا است و تاريخ اسلام اين حقيقت را به خوبى نشان مىدهد كه همين اصل اساسى پايه اصلى همه پيروزيها بود .
موضوع ديگرى كه در آيه بالا به عنوان يك تكيه گاه مهم در كنار صبر ،
هامش
( 1 ) نهج البلاغه كلمات قصار شماره 82 .