69 - گفتند : از پروردگار خود بخواه كه براى ما روشن سازد چه رنگى داشته باشد ؟ گفت :
خداوند مىگويد : گاوى باشد زرد يك دست كه رنگ آن بينندگان را شاد و مسرور سازد ! 70 - گفتند : از خدايت بخواه براى ما روشن كند بالاخره چگونه گاوى باشد ؟ زيرا اين گاو براى ما مبهم شده ! و اگر خدا بخواهد ما هدايت خواهيم شد ! .
71 - گفت : خداوند مىفرمايد گاوى باشد كه براى شخم زدن رام نشده باشد ، و براى زراعت آبكشى نكند ، از هر عيبى بر كنار و حتى هيچ گونه رنگ ديگرى در آن نباشد ، گفتند : الان حق مطلب را براى ما آوردى ! سپس ( چنان گاوى را پيدا كردند ) و آن را سر بريدند ولى مايل نبودند اين كار را انجام دهند ! .
72 - و بخاطر بياوريد هنگامى را كه فردى را به قتل رسانديد سپس در باره ( قاتل ) او به نزاع پرداختيد و خداوند آنچه را مخفى داشته بوديد آشكار مىسازد .
73 - سپس گفتيم قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد ( تا زنده شود و قاتل را معرفى كند ) خداوند اين گونه مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما نشان مىدهد شايد درك كنيد .
74 - سپس دلهاى شما بعد از اين جريان سخت شد ، همچون سنگ ، يا سختتر ! ، چرا كه پاره اى از سنگها مىشكافد و از آن نهرها جارى مىشود ، و پاره اى از آنها شكاف بر مىدارد و آب از آن تراوش مىكند ، و پاره اى از خوف خدا ( از فراز كوه ) به زير مىافتد ( اما دلهاى شما نه از خوف خدا مىطپد و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است ) و خداوند از اعمال شما غافل نيست .
تفسير : ماجراى گاو بنى اسرائيل
در اين آيات بر خلاف آنچه تا به حال در سوره بقره پيرامون بنى اسرائيل خواندهايم كه همه به طور فشرده و خلاصه بود ، ماجرايى به صورت مشروح آمده است ، شايد به اين دليل كه اين داستان تنها يك بار در قرآن ذكر شده ، بعلاوه نكات آموزنده فراوانى در آن وجود دارد كه ايجاب چنين شرحى مىكند ، از جمله :
بهانه جويى شديد بنى اسرائيل در سراسر اين داستان نمايان است ، و نيز درجه