يونانى و سريانى پيش از ظهور پيامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود .
در هر دو كتاب لفظ « فارقليطا » را به معنى ، احمد و محمد ، ترجمه نموده بودند سپس استاد اضافه كرد : علماء نصارا قبل از ظهور او اختلافى نداشتند كه « فارقليطا » به معنى « احمد و محمد » است ، ولى بعد از ظهور محمد ص براى بقاى رياست خود و استفاده مادى ، آن را تاويل كردند و معنى ديگر براى آن اختراع نمودند و آن معنى قطعا منظور صاحب انجيل نبوده است .
سؤال كردم در باره دين نصارا چه مىگويى ؟ گفت با آمدن دين اسلام منسوخ است ، اين لفظ را سه بار تكرار نمود پس گفتم :
در اين زمان طريقه نجات و صراط مستقيم . . . كدام است ؟ گفت : منحصر است در متابعت محمد ( ص ) .
گفتم : آيا تابعان او از اهل نجاتند ؟ گفت : اى و اللَّه ( سه بار تكرار كرد ) . . . سپس استاد گريه كرد و منهم بسيار گريستم گفت : اگر آخرت و نجات ميخواهى البته بايد دين حق را قبول نمايى . . . و من هميشه تو را دعا مىكنم ، به شرط اينكه در روز قيامت شاهد باشى كه در باطن مسلمان و از تابعان حضرت محمد ( ص ) هستم ، . . . هيچ شكى نيست كه امروز بر روى زمين دين اسلام دين خداست . . . « ! ! ( 1 )
چنان كه ملاحظه مىكنيد طبق اين سند علماى اهل كتاب پس از ظهور پيامبر اسلام ص به خاطر منافع شخصى خود ، نام و نشانههاى او را طور ديگرى تفسير و توجيه كردند .
هامش
( 1 ) - اقتباس با كمى اختصار از « هدايت دوم » مقدمه كتاب « انيس الاعلام » .