مخلوقات او ديده مىشود كه هر يك از ديگرى حيرتانگيزتر است و آن عبارت است از :
1 - نسبت دادن دروغ به خدا ( چنان كه در جمله شماره 17 فصل دوم مىگويد : خداوند گفت از آن درخت نخوريد كه مىميريد « در حالى كه نمىمردند بلكه دانا مىشدند ) .
2 - نسبت بخل به خداوند - ( چنان كه در جمله 22 فصل سوم مىگويد :
كه خدا نمىخواست آدم و حوا از درخت علم و حيات بخورند و دانا شوند و زندگى جاويدان پيدا كنند ) .
3 - امكان وجود شريك براى خداوند - ( چنان كه در همان جمله مىگويد :
آدم پس از خوردن از درخت نيك و بد همچون يكى از ما « خدايان » شده است ) .
4 - نسبت حسد به خداوند ( چنان كه از همان جمله استفاده مىشود كه خداوند بر اين علم و دانشى كه براى آدم پيدا شده بود رشك برد ! ) .
5 - نسبت جسم به خداوند ( چنان كه از فصل سوم استفاده مىشود كه خداوند به هنگام صبح در خيابانهاى بهشت مىخراميد ) ! 6 - خداوند از حوادثى كه در نزديكى او ميگذرد بىخبر است ! ( چنان كه در جمله 9 مىگويد صدا زد آدم كجايى و آنها در لابلاى درختان خود را از چشم خداوند پنهان كرده بودند ) ( 1 ) .
( البته نبايد فراموش كرد كه اين افسانههاى دروغين از نخست در تورات نبوده و بعدا به آن افزوده شده است ) .
4 - مقصود از شيطان در قرآن چيست ؟
كلمه « شيطان » از ماده « شطن » گرفته شده ، و « شاطن » به معنى « خبيث و پست » آمده است و شيطان به موجود سركش و متمرد اطلاق مىشود ، اعم از انسان
هامش
( 1 ) - قسمت مقايسه معارف قرآن و تورات از كتاب قرآن و آخرين پيامبر از صفحه 127 - 132 اقتباس شده است .