لذا اين سؤال مطرح مىشود آنچه از آدم سر زد چه بود .
در اينجا سه تفسير وجود دارد كه مكمل يكديگرند :
1 - آنچه آدم مرتكب شد « ترك اولى » و يا به عبارت ديگر « گناه نسبى » بود نه « گناه مطلق » .
گناه مطلق گناهانى است كه از هر كس سر زند گناه است و درخور مجازات ( مانند شرك و كفر و ظلم و تجاوز ) و گناه نسبى آن است كه گاه بعضى اعمال مباح و يا حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نيست ، آنها بايد از اين اعمال چشم بپوشند ، و به كار مهمتر پردازند ، در غير اين صورت ترك اولى كردهاند ، فى المثل نمازى را كه ما مىخوانيم قسمتى از آن با حضور قلب و قسمتى بى حضور قلب مىگذرد درخور شان ما است ، اين نماز هرگز درخور مقام شخصى همچون پيامبر و على ص نيست ، او بايد سراسر نمازش غرق در حضور در پيشگاه خدا باشد ، و اگر غير اين كند حرامى مرتكب نشده اما ترك اولى كرده است .
آدم نيز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند براى او ممنوع نبود بلكه « مكروه » بود .
2 - نهى خداوند در اينجا نهى ارشادى است ، يعنى همانند دستور طبيب كه مىگويد : فلان غذا را نخور كه بيمار مىشوى ، خداوند نيز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى از بهشت بيرون خواهى رفت ، و به درد و رنج خواهى افتاد ، بنا بر اين آدم مخالفت فرمان خدا نكرد ، بلكه مخالفت نهى ارشادى كرد .
3 - اساسا بهشت جاى تكليف نبود بلكه دورانى بود براى آزمايش و آمادگى آدم براى آمدن در روى زمين و اين نهى تنها جنبه آزمايشى داشت ( 1 ) .
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر در اين زمينه به جلد 6 تفسير نمونه صفحه 122 ذيل آيات 19 تا 22 سوره اعراف و به جلد 13 ذيل آيات 121 سوره طه به بعد مراجعه فرمائيد