3 - هدايت و اضلال الهى
ظاهر تعبير آيه فوق ، ممكن است اين توهم را بوجود آورد كه هدايت و گمراهى جنبه اجبارى دارد و تنها منوط به خواست خدا است ، در حالى كه آخرين جمله اين آيه حقيقت را آشكار كرده و سرچشمه هدايت و ضلالت را اعمال خود انسان مىشمارد .
توضيح اينكه : هميشه اعمال و كردار انسان ، نتائج و ثمرات و بازتاب خاصى دارد ، از جمله اينكه اگر عمل نيك باشد ، نتيجه آن ، روشنبينى و توفيق و هدايت بيشتر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است .
شاهد اين سخن آيه 29 سوره انفال است كه مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّه يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً : « . . . اگر پرهيزگارى پيشه كنيد خداوند حس تشخيص حق از باطل را در شما زنده مىكند و به شما روشنبينى عطا مىفرمايد » .
و اگر دنبال زشتيها برود ، تاريكى و تيرگى قلبش افزون مىگردد ، و به سوى گناه بيشترى سوق داده مىشود و گاه تا سر حد انكار خداوند مىرسند ، شاهد اين گفته ، آيه 10 سوره روم مىباشد كه مىفرمايد :
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّه وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ : « عاقبت افرادى كه اعمال بد انجام مىدهند به اينجا منتهى شد كه آيات خدا را تكذيب كردند و مورد استهزاء قرار دادند » ! و در آيه ديگر مىخوانيم : فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّه قُلُوبَهُمْ : « هنگامى كه از حق برگشتند خداوند دلهاى آنها را برگردانيد » ( سوره صف آيه 5 ) .
در آيه مورد بحث نيز شاهد اين گفته آمده است آنجا كه مىفرمايد : * ( وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ ) * : « خداوند گمراه نمىكند جز افراد فاسق و بد كردار را » .
بنا بر اين انتخاب راه خوب يا بد از اول در اختيار خود ما است ، اين حقيقت را و جدان هر انسانى قبول دارد ، سپس بايد در انتظار نتيجههاى قهرى آن باشيم .