ديگر انرژيهايى كه قابل تبديل به آتشند ) درك اين معنى مشكل نيست ، و لزومى ندارد كه آن آتش سوزان را شبيه آتشهاى معمولى اين جهان بدانيم .
در سوره همزه آيه 6 و 7 مىخوانيم نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ : « آتش سوزان پروردگار كه از درون دلها سرچشمه مىگيرد و بر قلبها سايه مىافكند ، و از درون به برون سرايت مىكند » ( به عكس آتشهاى اين جهان كه از بيرون به درون مىرسد ) !
نكتهها :
1 - چرا پيامبران به معجزه نياز دارند ؟
مىدانيم كه منصب نبوت و پيامبرى بزرگترين منصبى است كه به عده اى از پاكان عطا شده است ، زيرا مناصب و مقامهاى ديگر معمولا حاكم بر جسم افراد است ، ولى منصب نبوت منصبى است كه بر جان و دل جامعهها حكومت مىكنند ، لذا به همان نسبت كه ارج بيشترى دارد مدعيان كاذب و افراد شياد بيشترى ، اين منصب را به خود مىبندند ، و از آن سوء استفاده مىكنند .
در اينجا مردم مىبايست يا ادعاى هر مدعى را بپذيرند ، و يا دعوت همه را رد كنند ، اگر همه را بپذيرند ، پيدا است چه هرج و مرجى به وجود مىآيد ، و دين خدا به چه صورت جلوه خواهد كرد ، و اگر هيچكدام را نپذيرند آن هم نتيجه اش گمراهى و عقبماندگى است .
بنا بر اين همان دليلى كه اصل بعثت پيامبران را الزامى مىشمارد مىگويد پيامبران راستين مىبايست نشانه اى همراه داشته باشند كه علامت امتياز آنان از مدعيان دروغين ، و سند حقانيت آنها باشد .
روى اين اصل لازم است هر پيامبرى ، معجزه اى بياورد كه گواه صدق رسالتش گردد .