و همچنين جانداران ديگر ، آفريده ، يكى از زنده ترين دلائل وجود او است لذا بلافاصله اضافه مىكند : « اكنون كه چنين است براى خدا شريكهايى قرار ندهيد در حالى كه مىدانيد » ( * ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ) .
آرى همه شما مىدانيد كه اين بتها و شركاى ساختگى ، نه شما را آفريدهاند و نه روزى مىدهند ، و نه كمترين مواهب شما از ناحيه آنها است ، پس چگونه آنها را شبيه خدا مىدانيد .
« انداد » جمع « ند » ( بر وزن ضد ) به معنى شريك و شبيه است ، بديهى است اين شباهت و شركت در پندار بت پرستان وجود داشته نه اينكه يك امر واقعى باشد .
يا به تعبير دقيقتر چنان كه راغب در مفردات مىگويد : « ند » و « نديد » به معنى چيزى است كه از نظر گوهر و ذات شريك و شبيه چيز ديگرى باشد ، بنا بر اين به نوع خاصى از مماثلث و همانندى گفته مىشود ، يعنى همانندى در گوهر ذات .
نكته : بت پرستى در شكلهاى مختلف
- در اينجا توجه به اين حقيقت لازم است كه قرار دادن شريك براى خدا تنها ، منحصر به ساختن بتهاى سنگى و چوبى و يا از آن فراتر ، انسانى همچون مسيح ع را يكى از خدايان سه گانه دانستن ، نيست بلكه معنى وسيعى دارد صورتهاى مخفىتر و پنهانتر را نيز شامل مىشود ، بطور كلى هر چه را در رديف خدا در زندگى مؤثر دانستن يك نوع شرك است .
ابن عباس در اينجا تعبير جالبى دارد مىگويد : الانداد هو الشرك اخفى من دبيب النمل على صفاة سوداء فى ظلمة الليل ، و هو ان يقول و اللَّه و حياتك يا فلان و حياتى ! . . . و يقول لو لا كلبة هذا لاتانا اللصوص البارحة ! . . . و قول الرجل لصاحبه ما شاء اللَّه و شئت . . . هذا كله به شرك :