تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها ( 1 ) ( آگاه باشيد سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، اگر مردم بيعت كننده نبودند و با وجود يار و ياور حجت برين تمام نشده بود و اگر نبود كه خداوند از علما تعهد گرفته است كه پرخورى ستمكار و گرسنگى ستمديده را تحمل نكنند [ و با ستمكاران مبارزه كنند ] افسار اين مركب ( خلافت ) را برگردنش مىانداختم ( آن را رها مىكردم ) و آخر آن را با همان كاسهء نخستين ( اعراض از خلافت ) سيراب مىكردم ) . ملاحظه مىشود كه اتفاق نظر مردم و قيام آنان به يارى امير المؤمنين عليه السلام با اين هدف كه ظالمان را به جاى خود بنشاند و داد مظلومان را از آن ظالمان بگيرد ، بديهىترين دليل براى اثبات حكم و تكليف الهى است نه براى اثبات يك حق به مفهوم حقوقى آن كه قابل گذشت و اغماض و نقل و انتقال باشد . ابن ابى الحديد مىگويد : و بدان كه اخبار از آن حضرت در بارهء اين كه « حق او را از او سلب كرده‌اند » متواتر است مانند اين كه مىفرمايد : 1 - « از موقعى كه خداوند رسول خود را از اين دنيا باز گرفت ، مظلوم بوده‌ام تا همين روز » ( 2 ) 2 - « خداوندا ، قريش را رسوا كن ، زيرا قريش مرا از حقّم ممنوع نمود و خلافت را از من غصب كرد » . ( 3 ) 3 - خدا قريش را به جهت ظلمى كه به من كرده‌اند مجازات كند ، زيرا آنان با گرفتن حق من ، مرا مظلوم نموده ، قدرت الهى فرزند مادرم ( رسول خدا ) را از من غصب نمودند » . ( 4 )

هامش
( 1 ) . خطبهء سوم .
( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 306 .
( 3 ) . همين مأخذ .
( 4 ) . همين مأخذ .