راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها
لفظها و نامها چون دامهاست
لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست
مولوى
آرى ، سخن بازان لفظ پرداز اغلب نمىدانند كه :
ما چو خود را در سخن آغشته ايم
از حكايتها حكايت گشته ايم
مولوى
4 - چهرهء علمى و قيافهء فلسفى به خود گرفتن كه در اغواى ساده لوحان مخصوصا نوباوگان كاروان معرفت تأثير بسزايى دارد و اين چهره گرفتنها گاهى خود آن جو فروشان گندمنما را هم وادار به باور كردن مىنمايد ، كه واقعا دارند به مردم جامعه گندم مىفروشند
چشم باز و گوش باز و اين عما
حيرتم از چشم بندى خدا
5 - اينان مهارت فراوانى در نشان دادن اشراف به حقايق عالم هستى در هر دو قلمرو « چنان كه هست » و « چنان كه بايد » دارند . موقع سخن گفتن و نوشتن چنان ارائه مىدهند كه خدا در آفرينش عالم هستى و مخصوصا انسانها با اين آرايشگران مشورت نموده و مطابق تمايلات آنان دست به كار خلقت زده است براى همين است كه با يك نوع قيمومت و فرمانروايى كه در آشنايى نهايى با ارتباطات چهارگانه [ 1 - ارتباط انسان با خويشتن 2 - با خدا ، 3 - با جهان هستى ، 4 - با همنوع خود ] ، براى خويشتن قائلند و با اين خودفريبىها چه دستورات و فرمانها كه حتى براى صاحبنظران و دانشمندان صادر نمىكنند در اين حال است كه ساده دلان ناآگاه در برابر آن نمايشگران اشراف از قلهء هستى كه در قعر چاه طبيعت ، جز عكس ساختگى خود چيزى را نمىبينند ، خود را باخته ، در شعاع جذابيت آنان ، همانند لوحهء بىاختيار زير دست نقاش چيره دست ، قرار