2 . خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش
- كه از آغاز تاريخ تاكنون ، اكثر مردم را از رويارويى با واقعيات و حقايق ناب محروم ساخته و آنان را با نمودهايى ساختگى و ظواهر آراسته تحت سلطه « من مجازى » قرار داده است . اين وضع نابخردانه كه بيماران خودخواهى براى بشريت پيش آوردهاند ، باعث شده است كه تاريخ طولانى بشرى اين همه عقايد و تمايلات بدبينى قلم زده است . ( 1 ) اگر مشيت خداوندى و حكمت آن ذات اقدس بر اصالت هويّت مستقل هر يك از افراد بشر نبود ، قطعا عرصهء جوامع انسانى [ اگر صورت انسانى باقى مىماند ] به جنگلهاى وحوش تبديل مىگشت . ولى اين لطف الهى است كه هر اندازه هم بيماران خودخواهى براى اشباع خود جست و خيز كنند و هياهو راه بيندازند ، نمىتوانند از جريان آن لطف الهى بر بندگانش جلوگيرى نمايند . يكى از بزرگترين مفاسد خودخواهى اين است كه مغالطهها و سفسطهها و ضد و نقيضهايى كه موجود خودخواه به راه مىاندازد ، خود او را هم فريب مىدهد ، حتى براى خود با آن عمل تبهكارانه اش رسالتى احساس مىكند در يك جملهء منحصر مىتوان لازمهء بيمارى خودخواهى را چنين توصيف كرد : هنگامى كه يك انسان به اين بيمارى مبتلا گشت ، هر اندازه داراى استعدادها و قواى مؤثر در زندگى مردم باشد ، به همان اندازه از درآميختن حق و باطل و شورش عليه ارزشها و تباه ساختن جانهاى آدميان بهره مند خواهد بود . 1 - اگر صاحب انديشهء قوى باشد در برهم زدن خطوط حق و باطل از راه انديشه ، ماهرتر خواهد بود . حتى اگر مقدمات و قضايايى كه با انديشه اش مىخواهد از آنها