تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
اين تقسيم مخصوص « بهره ورى » نيست ، بلكه در همهء شئون حياتى بشر وجود دارد . مانند « حقوق پيرو » و « حقوق پيشرو » ، « فرهنگ پيرو » و « فرهنگ پيشرو » ، « اقتصاد پيرو » و « اقتصاد پيشرو و ارشادى » ، « اخلاق پيرو » و « اخلاق پيشرو » ، « هنر پيرو » و « هنر پيشرو » . معناى پيرو و پيشرو و ارشادى در همهء اين موارد ، يك حقيقت كلى است و آن عبارتست از اين كه پيرو يعنى محصول تفكرات و خواسته‌هاى بشرى در قلمرو حيات طبيعى خويش و به اصطلاح رايجتر پيرو يعنى محصول نيازها و خواسته‌هاى عمومى بشر و برداشت او در بارهء آنها ، بدون اعتنا به ارزشها و بايستگىهايى كه از تعديل خودخواهى شروع مىشود و در قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق به هدف اعلاى خود مىرسد . و با اين جريان حالت پيشروى به خود مىگيرد . ممكن است در اينجا اين توهّم پيش بيايد كه در سرگذشت اكثر اقوام و ملل ، مخصوصا پس از دوران رنسانس در مغرب زمين مشاهده مىشود كه پيش كشيدن پديدهء دموكراسى نخست به حذف دين از زندگى دنيوى ( سكولاريسم ) و سپس به طرد ارزشهاى اخلاقى و معنوى انجاميد و با اين حال همهء شئون بشرى به جز موارد استثنايى ، با نظام پيرو [ نه پيشرو و ارشادى ] به جريان افتاد و هيچ اختلالى پيش نيامد . در پاسخ اين توهّم بايد بگوييم : اولا اگر تحليل دقيقى در بارهء اين جريان صورت بدهيم ، مسلم است كه انسانها امتيازات زيادى را در نظام پيروى شئون حيات از دست داده يا حدّاقل آن امتيازات آن چنان متزلزل و بىدليل تلقى شده‌اند كه رنگ درخشان خود را باخته‌اند . از آن جمله : 1 - آزادى تصعيد شده به اختيار ( آزادى كه فقط در بهره ورى براى ضرورتها و خير و ارزشها به فعاليت مىافتد ) 2 - تعديل خودخواهى كه موجب مىشود آدمى حيات ديگران را هم مانند حيات خود به رسميت بشناسد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31 | محمد تقي جعفري