تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
حركت كند ، با من بيرون آيد . نوف مىگويد : آن گاه ده هزار نفر را به فرماندهى حسين عليه السلام و ده هزار نفر را به فرماندهى قيس بن سعد بن عباده و ده هزار نفر را به فرماندهى ابو ايّوب انصارى و لشكريانى را به فرماندهى فرماندهان ديگر تنظيم و بسيج فرمود و تصميم به مراجعت به صفين گرفت . جمعهء همان هفته نرسيده بود كه ابن ملجم ملعون او را زد . لشكريان در حال پراكندگى برگشتند و ما مانند گوسفندانى بوديم كه چوپانشان را گم كرده‌اند و از هر طرف گرگها آنها را بربايند . در مجلد يازدهم در تفسير خطبهء هفتادم ، ناگهان حالتى در درونم احساس كردم كه از بيان آن با الفاظى كه وسيلهء تفهيم مقاصد ما انسانها به يكديگر است ، ناتوان ماندم . كاغذ و قلم را بر زمين گذاشتم و لحظاتى در صدد پيدا كردن چهرهء بزرگمرد مظلومى كه پس از خاتم الانبياء محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم با عظمتترين شخصيت نوع بشرى است برآمدم . در حيرتى توصيف ناشدنى از فرو رفتن در درياى كرامت و حيثيت انسانى - ملكوتى آن فخر اولاد آدم ( ع ) فرو رفتم ، در اين حال ، بدون اراده و تصميم رسمى ، كلماتى كه در تفسير اين خطبه ملاحظه خواهيد فرمود بر زبانم جارى شد . ( 1 )

تكرار ترجمه و شرح خطبهء هفتادم

ترجمهء خطبهء هفتادم

در سحرگاه روزى كه ضربت شهادت بر تارك مباركش زده شد ، فرموده است 1 نشسته بودم كه چشمم اختيار از دستم ربود و در رؤيا فرو رفتم 2 و رسول خدا بر من ظاهر گشت 3 و عرض كردم : اى پيامبر خدا ، از امت تو چه كجىها و خصومت و
هامش
( 1 ) . ضمنا عرض مىكنم كه تكرار ترجمه و تفسير خطبه فوق را با اين كه در مجلد يازدهم آمده است ، به اين جهت كه ممكن است مجلد يازدهم در كتابخانه كسى كه اين مجلد ( 27 ) را به دست آورده است باشد . در اين مجلد نيز آوردم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 305 | محمد تقي جعفري