شكلى ارائه مىداد . بديهى است كه اين يك آرزوى غير قابل تحقق و با صراحت بيشتر بگوييم : از محالات است . امّا اين يك آرزوى امكان پذير است كه اى كاش بشريت در تعديل طغيانگرى خودخواهىهايش تا آن جا موفق مىشد كه مانعى براى ارتباط او با حق و حقيقت نمىگشت . ولى متأسفانه با اين كه چنين آرزويى قابل تحقق است ، ولى از آن جهت كه اكثر افراد بشر به جهت سستى اراده و ناتوانى از تصميم براى تعديل مزبور ، تمايلات و خواستههاى حيوانى را با سخنان آراسته حتى براى خويشتن نيز توجيه مىنمايند ، لذا اين آرزو هم مانند آرزوى قسم اول محال به نظر مىرسد ، ولى نه محال واقعى ، بلكه محال ساختگى . امير المؤمنين عليه السلام در سرتاسر داستان « حكميت و عوامل و نتايج آن » مردم را به مكر و حيله پردازى با الفاظ بازى و سخن سازى كه اصل داستان مزبور را به وجود آورد و آن را به نتيجه اى كه نابكاران دور از دين و مروّت و آزادگى از آلودگىها رساند ، توجه داده و اصرار فرموده بود كه به اين گونه مغالطه بازىها و فريبكارىها اعتنا نكنند و به راه خود بروند ، ولى همانطور كه ديديم جريان خوارج از جهل به حقيقت شروع و با بيمارى خودخواهى تقويت شد و در تفرقه افكنى ميان جوامع اسلامى و محروم ساختن عده اى فراوان از مردم از نعمت تعليم و تربيت يگانه مرد الهى بعد از رسول خدا ( ص ) [ على ( ع ) ] به ثمر رسيد . تا آن گاه كه امير المؤمنين عليه السلام پس از اتمام حجتهاى قاطع ، دست به شمشير برد و ندامت در درون آن فريبخوردگان سركشيد ، شيطان در باره اغواى آنان كار خود را كرد و فردا هم كه روز قيامت فرا مىرسد با كمال شماتت به آنان خواهد گفت : * ( كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ ) * ( 1 ) ( من از تو بيزارم ، من از خداوند ربّ العالمين مىترسم ) 7 - فَحَسْبُهُمْ بِخُرُوجِهِمْ مِنَ الْهُدى ( براى آنان كفايت مىكند انحراف از هدايت و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٥
هامش
( 1 ) . سورهء الحشر ، آيه 16 .