تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

ترجمهء خطبهء صد و هشتاد و يكم

سخنى از آن حضرت است براى مردى از يارانش كه او را فرستاده بود براى خبر آوردن از وضع گروهى از لشكريان كوفه كه تصميم گرفته بودند به گروه خوارج بپيوندند در حالى كه از امير المؤمنين ( ع ) مىترسيدند . 1 هنگامى كه آن مرد برگشت ، امير المؤمنين به آن مرد فرمود : « آيا آنان احساس امن كردند و بر جاى خود نشستند ، يا ترسيدند و كوچ كردند 2 » آن مرد پاسخ داد : « بلكه يا امير المؤمنين كوچ كردند و رفتند . » آن حضرت فرمودند : 3 نابود شوند و از رحمت خدا دور شوند همانسان كه قوم ثمود نابود گشت . 3 بدانيد اگر نيزه‌ها بر آنان بالا مىرفت و شمشيرها بر تارك آنان فرو مىآمد ، 4 از كردهء خود پشيمان مىگشتند . 5 امروز شيطان آنان را از جامعه مسلمين جدا كرد و فردا از آنان برائت خواهد جست و خود را از آنان كنار خواهد كشيد . 6 براى آنان كفايت مىكند خروج از هدايت و سرنگونى در گمراهى و كورى و ممنوعيت از حق و سركشى در گمراهى . 7