تفسير عمومى خطبهء صد و هفتاد و نهم
2 - أ فأعبد ما لا أرى ( آيا چيزى را كه نديده باشم مىپرستم )
خدا را نه چشمان ظاهرى بلكه دلهاى پاك كه از بركت ايمان به مقام والاى شهود رسيدهاند مىبينند .
بنى نوع بشر نمىبايست اين قدر در هجران و جدايى از خدا خسارتها ببيند و در بيابانهاى بىسر و ته ساختههاى ذهن خود گيج و كلافه گردد و از لذت عظمى و ابتهاج ديدار آن نزديكترين اشياء به اولاد آدم ( ع ) محروم بماند . علت اين هجران و محروميت را در چند چيز بايد جستجو كرد : 1 . خودخواهى با تجليات گوناگونى كه دارد . اين بيمارى صعب العلاج گاهى تا بيمارى مهلك خودپرستى پيش مىرود ، در اين موقع است كه نه تنها كاخ پرشكوه ارزشها و قداستها را ويران مىكند و فرو مىريزد ، بلكه آدمى را از دريافت جلال و جمال و كمال كه از صفات عالى خداوندى مىباشند محروم مىسازد .
2 . تعريف و توصيف غلط در بارهء خدا كه ممكن است در سراسر عمر آدمى ، ذهن او را به خود مشغول دارد و سرانجام در پايان كار احساس كند كه به جاى خدا با يك