تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ظلم يعنى منحرف كنندهء هر موضوعى از موقعيت قانونى آن . ظلم يعنى تجاوز به حقى كه حق بودن آن ثابت است . از اين جا است كه مىگوييم : ظلم فراگير هر انحراف و تجاوزيست كه در حيات انسانها صورت مىگيرد ، خواه اين تجاوز در بارهء حق يك مورچهء ناتوان باشد يا همه جانداران را اعم از انسان و غير انسان به زشتترين وضعى نابود كند . شدت قبح ظلم از دو جهت است : يكى اين كه اگر كسى معناى آن را بفهمد و ويرانگرى آن را دريابد و ناگوارى و تلخى آن را درك كند ، هرگز رضايت به تحمل آن نمىدهد . دوم آن كه ظلم به هر معنا كه باشد چه به طور مستقيم يا غير مستقيم قانون حيات را مختل مىسازد . در آيات قرآنى هيچ فعل و صفتى به آن اندازه و با آن كيفيت كه ظلم تقبيح و توبيخ شده است ، مشاهده نمىشود . در قرآن مجيد در 288 مورد از آيات در بارهء معناى ظلم ، قبح و وقاحت آن ، همچنين در بارهء لوازم و نتايج تباه كنندهء آن تذكر داده شده است . لذا اگر فرد يا جامعه اى با توجه به ماهيت ظلم و فساد و قبح آن باز مرتكب ظلم شود ، به اضافهء اين كه از رحمت خداوندى مطرود شده است ، زندگى خود را مختل و تباه ساخته و دير يا زود نتايج آن دامنگيرش خواهد بود . يكى از بهترين تابلوهايى كه در بارهء واكنش ظلم ترسيم شده است ، داستان شير و خرگوش است كه مولوى به طرز بسيار بديعى در مثنوى آورده است . مولوى در دفتر اول از اين داستان ، بهترين نتيجه را كه كشته شدن شير درنده با تدبير يك خرگوش ناچيز است ، مىگيرد . خلاصهء داستان چنين است كه شيرى در جنگلى زندگى مىكرد و هر روز براى غذاى خود حمله به حيواناتى مىبرد كه در آن نزديكى در مرغزارى زندگى مىكردند . روزى آن حيوانات جمع شدند و گفتند بياييد چاره اى بينديشيم و از ظلم و تعدى اين شير درنده نجات پيدا كنيم كه هر روز چند تا از ماها را تكه پاره مىكند و يك حيوان يا مقدارى از آن را مىخورد و مىرود . قرار بر اين گذاشتند كه هر روز يكى از حيوانات برود پيش شير و شير آن را بخورد و كارى با
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186 | محمد تقي جعفري