و إذا رأيتم شرّا فاذهبوا عنه فإنّ رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - كان يقول : يابن آدم ، اعمل الخير و دع الشّرّ ، فإذا أنت جواد قاصد ( با اين وصف ، آنان كه به وسيلهء قرآن نايل به حق و حقيقت مىشدند ، درگذشتند و آنان كه ماندند آن را فراموش كردند يا خود را به فراموشى زدند . پس هر وقتى كه خيرى را ديديد براى تحقق بخشيدن به آن كمك كنيد و هنگامى كه شرّى را ديديد از آن بگريزيد ، زيرا رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « اى فرزند آدم ، عمل بر خير كن و از شرّ بپرهيز با عمل بر اين دستور است كه تو انسانى با كرامت و مقتصد [ معتدل در تكاپو ] خواهى بود . » )
آيا جانهاى آدميان با گذشت زمان ، مختص اصيل خود را از دست مىدهند
يا در بعضى از دورانها چنين اتفاق مىافتد كه گذشتهء آنها بهتر از وضع كنونى و آيندهء آنها در برهه اى معين از تاريخ مىباشد گاهى ، در بعضى از آثار ادبى احتمال اول مطرح مىگردد ، مانند :
كاش دانايان پيشين باز گفتندى تمام
تا خلاف ناتمامان از ميان برخاستى
ناصر خسرو
از ملك ادب حكم گذاران همه رفتند
شو بار سفر بند كه ياران همه رفتند
آن گرد شتابنده كه در دامن صحراست
گويد چه نشينى كه سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نيلى است سر سرو
كز باغ جهان لاله عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هيچ عجب نيست
كز كاخ هنر نادره كاران همه رفتند
افسوس كه افسانه سرايان همه خفتند
اندوه كه اندوهگساران همه رفتند
فرياد كه گنجينه طرازان معانى
گنجينه نهادند به ماران همه رفتند
ملك الشعراء بهار
اگر جريان تغيّرات جانها را از نظر احساسات و عواطف و عشق به حقيقت و قانون