تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مقدرات پيشين واقع شده و قضاى نافذ [ گذشته در علم خداوندى ] در جريان تحقق است ) . با نظر به معناى « قدر » كه عبارتست از نقشه اى كه در عرصهء هستى تحقق يافته و با نظر به معناى قضا كه حكم نافذ الهى بر جريان مبانى هستى است ، نبايد چنين گمان كرد كه هر آنچه كه در عرصهء پهناور هستى به وقوع مىپيوندد بر مبناى جبر تكوينى ناشى از ارادهء تكوينى خداوندى است ، بلكه همان گونه كه قضاى خداوندى به معناى حكم و مشيت نافذ او در بارهء كائنات [ به اين جهت كه خير محض و بىنياز مطلق است ] در مسير خير است نه شرّ و تباهى ، همچنين قدر منسوب به خداوند سبحان ، آن نقشهء پياده شده در عرصهء هستى است كه خير محض است . البته چون يك قسمت از قدر كه در عرصهء هستى نقش مىبندد ، مربوط به كارهاى اختيارى خود بندگان است ، لذا نمىتوان گفت همهء اجزاى قدر مربوط به خداوند متعال است . بعضى از شارحان نهج البلاغه مىگويند : منظور امير المؤمنين عليه السلام از قدر سابق و قضاى نافذ ، جريانات گذشته پس از رحلت خاتم الانبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىباشد و اگر منظور آن حضرت ، همين مورد خاص از قضا و قدر باشد ، با توضيحى كه ما داديم ، كاملا قابل تطبيق مىباشد . و امّا نسبت قضا و قدر به كارهاى اختيارى انسان ، همان گونه كه در مجلدات گذشته و در كتاب جبر و اختيار نيز بحث شده است ، نسبت عليّت به معناى معمولى آن نيست . زيرا كارهاى اختيارى انسان با قضا و ارادهء تكوينى خداوندى كه مستلزم نفى اختيار است ، به هيچ وجه سازگار نمىباشد . و امّا نسبت قدر به كارهاى اختيارى مردم ، به اين جهت كه محصول كارهاى اختيارى آدمى نيز در مجموعهء نقشه پياده شده در عرصهء هستى است ، لذا منافاتى با كارهاى اختيارى انسانى ندارد . 38 ، 39 - قَالَ الله تَبارَكَ وَتَعَالى : * ( « إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا الله ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ » ) * وَقَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا الله فَاستَقِيمُوا عَلَى كِتَابِه ، وَعَلَى مِنْهَاجِ أَمْرِه وَعَلَى الطَّرِيقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِه ( خداوند فرموده است :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 168 | محمد تقي جعفري