تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
نبنديم ، حركت آگاهانه از يك مبدأ ، مقصدى را به دنبال دارد . خود را به نابينايى زدن چارهء مشكلات حركت نيست . مجموع اطلاعات و معارف بشرى اين حقيقت را اثبات كرده است كه :
روزگار و چرخ و انجم سر به سربازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى
ناصر خسرو قباديانى هر انسان داراى مغز و روان معتدل با يك احساس درونى ناب ، اين حقيقت عظمى را درمىيابد كه : اين روح يا « من » كه در درون دارد ، راهى يك مقصد مهم است كه پديده‌ها و مقاصد اين دنيا ظرفيت آن را ندارد . براى شما نشانه اى واضح است كه به وسيلهء آن بايد هدايت شويد . . . هر كسى كه از يك بينايى درونى برخوردار باشد و خود را به كورى نزند ، قطعى است كه در مسير زندگانى خود مشعلهايى فروزان و نشانه هايى راهنما را خواهد ديد كه عقل و وجدان وى تبعيت از آنها را الزام مىنمايند . اين يك حقيقت كاملا صحيح است كه عالم هستى براى آگاهان كتابى است كاملا قابل خواندن و تعلم ، اگر چه متأسفانه اكثريت مردم از خواندن و بهره بردارى از اين كتاب خود را محروم مىسازند :
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالانس اين بخوان جز عبادت نيست مقصود از جهان گر چه مقصود از كتاب آن فن بود گر تواش بالش كنى هم مىشود ليك ازو مقصود اين بالش نبود علم بود و دانش و ارشاد و سود گر تو ميخى ساختى شمشير را برگزيدى بر ظفر ادبير را

( 1 ) دين اسلام هدف و غايتى بزرگ دارد . تا رسيدن به آن غايت بكوشيد . گمان نكنيد

هامش
( 1 ) . مثنوى دفتر سوم ، ص 185 ، از سطر 6 به بعد .