كوشش نگذاشته است به عنوان نمونه روايت بسيار معروف را كه از امام معصوم عليه السلام نقل شده است ، در نظر مىگيريم ، روايت چنين است : أِعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَاعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً ( عمل كن براى دنيايت گويى براى ابد در اين دنيا زندگى خواهى كرد و عمل كن براى آخرتت مانند اين كه فردا از اين دنيا خواهى رفت ) . اين نوع نگرش و هدف گيرى در بارهء كارهاى دنيوى و اخروى را مىتوانيم از زندگانى امير المؤمنين و ديگر پيشوايان راه حق و حكماى وارسته بياموزيم كه شخصيتهاى آنان به مرحله اى از قدرت رسيده بود كه اشراف به دنيا و آخرت در كارهاى آنان كاملا قابل مشاهده بود . مولوى در بارهء عظمت كار در موارد مختلف مضامين بسيار عالى را مطرح كرده است . از آن جمله :
گفت شه حكمت در اظهار جهان
آن كه دانسته برون آيد عيان
آنچه مىدانست تا پيدا نكرد
بر جهان ننهاد رنج طلق و درد
يك زمان بيكار نتوانى نشست
تا بدى يا نيكئى از تو بخست
اين تقاضاى كار از بهر آن
شد موكَّل تا شود سِرّت عيان
ور نه كى گيرد گلابهء تن قرار
چون ضميرت مىكشد آن را به كار
تا سهء تو آن كشش را شد نشان
هست بيكارى چو جان كندن تمام ( 1 ) گه تناقض گاه ناز و گه نياز
گاه سوداى حقيقت گه مجاز
مرد غرقه گشته جانى مىكند
دست را در هر گياهى مىزند
تا كدامش دست گيرد در خطر
دست و پايى مىزند از بيم سر
دوست دارد يار اين آشفتگى
كوشش بيهوده به از خفتگى
آن كه او شاه است او بيكار نيست
ناله از وى طرفه كاو بيمار نيست
بهر اين فرمود رحمان اى پسر
كل يوم هو في شأن اى پسر
هامش
( 1 ) . مثنوى كلالهء خاور - رمضانى دفتر دوم ، ص 94 از سطر 17 به بعد .