به اين جهت كه حقايق قرآنى فوق مسائل زودگذر علمى است
لذا بيانى فوق علم رسمى در قرآن حكمفرماست . اين كه در قرآن ، حقايق مربوط به ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) مطابق نظم و ترتيب علمى مقدمات و نتيجه گيريها مطرح نشده است ، مستند به علل مهمى است كه ما بعضى از آنها را در اين جا مطرح مىكنيم : 1 - ضرورى است كه همگان بايستى از قرآن استفاده كنند جز در موارد متشابه كه بيش از چند مورد معدود در قرآن نيست كه آنها هم با توضيح و تفسير پيشوايان شايستهء دين ( راسخون فى العلم ) كه حجيت قول آنان مستند به پيامبر اكرم ( ص ) است قابل درك مىباشند . ( 2 ) و بديهى است كه بيان علمى حقايق با آن شرايط مقرره مانع از بهره بردارى عموم مردم از قرآن است . 2 - مسائل و قواعد علمى در گذرگاه تاريخ در تحول و دگرگونى مستمر مىباشد ، آنچه كه ديروز به عنوان يك قاعده يا اصل و يا مسئله علمى وارد ميدان علوم شده بود ، امروز به جهت گسترش اكتشافات ، از ميدان خارج مىشود . به عنوان نمونه به عبارات ذيل از فهرست « تاريخ علوم پىير روسو » دقت فرماييد : 1 - علوم مد مىشوند . ص 235