است با يك تفسير و تأويل مقبول در بارهء آيه ، يا با گذشت زمان و تحول در دانشها مشكل حل و فصل شده است . به عنوان مثال اين آيهء شريفه را در نظر مىگيريم : * ( وَالسَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ) * ( 1 ) ( ما آسمان را با قدرت آفريديم و ما آن را وسعت مىدهيم ) مفسّرين گذشته سه معنى را براى « لموسعون » در نظر گرفتهاند : معناى يكم وسعت به همان مفهوم لفظى ، يعنى خداوند آسمان را وسيع آفريده است . معناى دوم خداوند با قدرت بزرگ الهى خود آسمان را آفريده است . معناى سوم روزى ، يعنى خداوند سبحان كيهان بزرگ را آفريده و آن را با تغذيه مواد مناسب تقويت فرموده است . تفاسيرى كه ذيلا نام مىبريم دو معناى اول و دوم را مطرح كردهاند و بعضى از آنها مانند طبرسى در مجمع البيان معناى سوم را هم متذكر شدهاند . ( 2 ) از سال 1920 ميلادى يك رياضيدان روسى به نام الكساندر فريدمن با نظريه اى در بارهء گسترش ( انبساط ) كهكشانها وارد ميدان تحقيق شد . عبارت ژرژ گاموف در اين باره چنين است : « وى دريافت كه نورى كه از كهكشانهاى بسيار دور به ما مىرسد ، يك انتقال خطوط طيفى به سوى انتهاى قرمز طيف نشان مىدهد و اين انتقال به نسبت مستقيم مسافت كهكشانها از ما افزايش مىيابد . با اين تفسير كه انتقال مشهود نور قرمز به علت سرعتهاى پسروى منابع نورى پديد مىآيد ( و در حال حاضر هيچ توضيح معقول ديگر براى آن وجود ندارد ) به اين نتيجه مىرسند كه » جهان ما در يك حالت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٥
هامش
( 1 ) . سورهء الذاريات ، آيه 47 .
( 2 ) . جامع البيان عن تأويل اى القرآن ، ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ، ج 26 ، ص 7 و روح البيان ، شيخ اسماعيل حقى بروسوى ، ج 9 ، ص 171 و فتح القدير ، قاضى محمد بن على بن محمد شوكانى يمانى ، ج 5 ، ص 88 ، مجمع البيان ، شيخ ابو على فضل بن الحسن الطبرسى ، ج 9 ، ص 160 ، تفسير كبير ، فخر رازى ، ج 27 ، ص 227 و تفسير مراغى ، احمد مصطفى المراغى ، ج 9 ، ص 9 در تفسير مراغى به جهت اشاره به اين كه در اين تعرض به يهود شده است كه مىگفتند : خدا در شش روز كار خلقت را تمام كرده در روز هفتم به استراحت پرداخته است . احتمال استمرار وسعت استمرارى مىرود . تفسير الميزان ، مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائى ، ج 18 ، ص 413 . مرحوم طباطبايى با اشاره به نظريهء جديد در انبساط كهكشانها مىگويد چنان كه علوم رياضى جديد احتمال مىدهد .