كلمهء « ظنون » بنا به گفتهء ابن منظور عبارتست از بدگمان بودن ( 1 ) و در همين مورد مىگويد : « ظنون به هر چيزى كه قابل اطمينان نيست و همچنين به چاهى گفته مىشود كه وجود آب در آن مشكوك است » ( 2 ) و اين يك تعبير فوق العاده ظريف در بارهء « خود طبيعى » ( نفس اماره ) است ، زيرا گاهى اين نفس آدمى تحت تأثير انگيزه هايى خاصّ ، جانب خير و صلاح را مىگيرد و گاهى [ كه اكثر اوقات را شامل مىشود ] جز تقويت عوامل تورم خويشتن و قرار گرفتن در شهوات و هواهاى لذت بار « اگر چه در عالم خيالات » كار ديگرى انجام نمىدهد . لذا همانطور كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايند ، اين نفس همواره بايد تحت مراقبت و آگاهى شديد قرار بگيرد كه آدمى را به لجنزار اشباع بىقيد و شرط خودخواهى ساقط نكند . در بارهء آن انسانهاى الهى بينديشيد كه پيش از شما راه صلاح را پيش گرفتند و رو به مقصد جاودانى خود به حركت در آمدند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٣
قَوْمٌ فَعَلُوا خَيْراً فَعَلَوْا
وَ عَلى دَرَجِ الْعُلْيا دَرَجُوا
فَهُمْ فَهِمُوا مَعْنَى الْمَعْنى
وَ بِذْكرِ الله لَهُمْ لَهِجُوا
دَخَلُوا فُقَراءَ عَلَى الْدُّنيا
فَكَما دَخَلُوا مِنْها خَرَجُوا
( آن انسانهاى كمال يافته به خيرات عمل كردند و در نتيجه اعتلاء يافتند و به درجههاى عالى كمال صعود نمودند . آنان بودند كه حقيقت معانى را فهميدند و زبان آنان به ذكر خداوندى گويا گشت . آنان وارسته از آلودگىها به اين دنيا وارد شدند و همان گونه كه وارد شدند ، از آن خارج شدند . )
14 ، 27 - و اعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الَّذي لا يغشّ و الهادي الَّذي لا يضلّ ، و
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ابن منظور ، ج 13 ، « مادهء ظن » ص 274 .
( 2 ) . همين مأخذ ، ص 275 .