معدود ابتكار و شروع مىگردد نه از افراد زياد ، چه رسد به اكثريت .
2 - اين كه اكثريتها گاهى تحت تأثير تلقينها و جاذبهء شخصيتها بدون توجه به واقعيات به وجود مىآيد ، يك پديدهء فراوان است ، نه اندك .
3 - هيچ ضرورتى وجود ندارد كه اثبات كند اقليتها مخصوصا در مقابل آن اكثريتها كه به وسيلهء يك يا دو يا سه رأى [ ناچيز ] مثلا به وجود آمدهاند ، بر خلاف واقعيت مطلوب و منظور [ از رأى گيرى ] بوده و واقعيت ، مطابق آن اكثريت ضعيف مىباشد .
4 - حجيت رأى اكثريت در دورانهاى اخير حتى شامل آن موارد مىشود كه اقليت از نظر كيفيت افراد خود از ديدگاه علم و معرفت و تجارب و تقوى بسيار بالاتر از افرادى باشد كه اكثريت را تشكيل مىدهند .
با توجه به اين مطالب است كه اكثريت در دين اسلام حجيّت ذاتى ندارد ، بلكه لزوم پيروى از آن ، معلول ارائهء واقعيت است كه مورد جستجو است . به همين جهت است كه انتخاب زمامدار مانند ديگر موارد ضرورتهاى اجتماعى بايد به وسيلهء افراد داراى عقل و تجارب و معارف و تقوى و دانشهاى تخصصى مربوط به واقعيتى باشد كه جامعه در صدد احراز و به دست آوردن آن است . البته از آن جهت كه مطلوب اصلى تنظيم حيات انسانهاى جامعه در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خويشتن ) با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد واقعى حيات است ، لذا هر انسانى كه بتواند شرايط فوق را در شخصيتهاى شايستهء جامعه تشخيص بدهد ، در هر نقطه از قلمرو جامعهء اسلامى هم كه باشد بايستى در انتخاب شخصيت شايسته براى مقام مديريت جامعه شركت و اظهار نظر نمايد .
بديهى است كه در چنين مجمعى نيز كه از صاحبنظران كاملا آگاه و با تقوى براى اظهار نظر تشكيل شده است ، تبعيت از اكثريت در صورت اختلاف و انقسام به اقليت و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٦