تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مردمى كه از صحنه غايبند همان مقدار لازم الاتّباع است كه براى مردمى كه در انتخاب حضور عينى داشته‌اند . . . ) زمانى طولانيست كه پديدهء اكثريت ، چه ناآگاهانه و مستند به شعور عام و چه به طور قانون قراردادى در تعيين سرنوشت بشريت نقشى اساسى دارد . از ديدگاه اسلام ، حجيّت اين پديده به هيچ وجه مطلق نيست ، بلكه مبتنى بر ارائهء واقعيت است كه نزديكى هر چه بيشتر به آن ، مطلوب همهء انسانهاى عاقل است . در مبانى اسلامى در بارهء زمامدار ، اگر معصوم حاضر نباشد ، آنچه كه به عنوان شرط اخذ شده است علم و تقوى و حكمت و فضيلت و نيرومندى در مديريت از همه جهات است . اين شرايط و نظاير آنها يك عدّه صفات لازم و آرمان اعلى براى رهبرى و مديريت جامعه است اگر چه مسلمان نباشد و جامعه غير جامعهء اسلامى باشد ، زيرا اينها همان صفات لازم است كه همهء آرزوكنندگان مدينهء فاضله از افلاطون گرفته تا فارابى و ابن سينا و ديگر صاحبنظران مسلمان و غير مسلمان تا امروز براى سعادت زندگى اجتماعى مردم آرمان اعلى تلقى كرده‌اند .

آيا حجيّت ( لزوم پيروى ) از اكثريت مستند به احراز و درك حقايق است

بديهى است آنچه كه مبناى مصالح و مفاسد حيات فردى و اجتماعى انسانها است ، خود واقعيات مادى و معنوى است نه آراء و نظريات آنان در بارهء آن واقعيات . لذا : 1 - اگر بر فرض ، يك نفر با واقعيت مطلوب حيات جامعه يا با يك واقعيت عالم هستى ارتباط صحيح برقرار كند و در برابر او ، اتفاق آراء ميليونها نفر بر خلاف او باشد ، از ديدگاه منطق حيات و عقل و علم و فرهنگهاى پيشرو ، نظريهء آن يك نفر بر همهء آراء آن ميليونها نفر مقدم است . همهء ما مىدانيم كه هر پيشرفت جديد و تحول بىسابقه كه به نفع مردم يا دفع ضرر از آنان باشد ، از يك شخص نابغه و يا چند انسان