ممكن مىكند . ( 1 ) قبل از اين كه نام اين مصلحت بخصوص را ببرم ، مىخواهم خودم را به خطر بيندازم ، و آشكارا و عريان بگويم كه جمله اين روشها و راهنماييهاى قشنگ ، تمام اين تئوريها و قوانين - كه براى مردم تمايلات حقيقى و عادى ايشان را توضيح مىدهد ، و پس از توضيح براى اجراى آن تمايلات مردم را مجبور مىكند كه خوبتر شوند و نجيبانه زندگى كنند - به عقيدهء من تمام اين روشهاى پيشنهادى هيچ نيست جز منطق خشك و جامد ، بله منطق خشك و جامد . اين تئورى اصلاح بشريت ، و تصحيح زندگى او با روش نو ، و به وسيلهء راهنمايى و تهيهء روشهايى كه مصالح واقعى او را در برداشته باشد ، تقريبا چيزى شبيه به آن است كه . . . كه مثلا باكل مدعى شده بود . او مىگفت : « كه انسان در اثر تمدن فرهنگ به تدريج نرمتر و آرامتر مىشود و كم كم از وحشيگرى و خون آشاميدنش كاسته مىگردد تا به جايى مىرسد كه ديگر به درد جنگ و ستيز نمىخورد . » خيال مىكنم اين آقا فقط به وسيلهء استدلال منطقى خشك و جامد به اين نتيجه رسيده باشد ، ولى چه مىشود كرد كه بشر تمايل عاشقانه اى براى سيستم ساختن و روش درست كردن دارد و براى نتايج و مقدمات تجريدى كه به صرف تعقل صورت گرفته است ، ارزش فوق العاده اى قائل مىشود ، و هميشه آماده است كه تعمدا واقعيتها را نديده بگيرد . فقط براى اين كه به مقولهها و مقدمات و نتايج منطقيش لطمه نخورد حاضر است كه چشمش نبيند و يا گوشش نشنود ، تا سيستمهايى كه ساخته است همانطور كه هستند باقى بمانند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٢
هامش
( 1 ) . اين عبارات كه به طور مشروح از كتاب يادداشتهاى زير زمينى - از ص 92 تا ص 101 نقل كرديم ، در تفسير و نقد و تحليل مثنوى در مقدمات آوردهايم .