علاج ناپذير درون انسانها را به تناقض صريح در صورت كاستن عظمت و ضرورت مديريت شخصيت سالم در وجود انسان سالم ، روشن بسازيم و بيان كنيم كه بدون شخصيت يا با وجود شخصيت ناسالم در درون انسانها ، محال است كه ما بتوانيم يك زندگى سالم داشته باشيم . براى توضيح اين گرفتارى ، شما مىتوانيد به برخى از كتابهاى روانشناسى كه رفتارها را بر علل آن ( شخصيت و عوامل به وجود آورندهء آنها ) مقدم مىدارد مراجعه فرماييد . و نيز مىتوانيد به نوشتهء داستايوسكى در بارهء پيدا كردن چارهء تضادها و تناقضها درونى انسان ( يادداشتهاى زير زمينى ) مراجعه نماييد در اين نوشته ، خواهيد ديد اين نويسندهء بزرگ [ كه واقعا به بسيارى از ابعاد و زواياى درون آدمى سر كشيده و معلومات خوبى را از آنها بهره بردارى نموده و در اختيار مردم گذاشته است ] به جهت عدم توجه جدى به حقيقت شخصيت و كاربرد شگفت انگيز آن در مديريت وجود انسان سالم [ در همهء قلمرو حيات ] مجبور شده است اهميت را به « مىخواهم » شخصى افراد انسانى نسبت بدهد و ملاك زندگى مورد رضايت انسان را ، اشباع همان « مىخواهم » تلقى نمايد و در نتيجه عقل و خرد و منطق و احترام و آرامش و سعادت و ديگر عوامل حيات آدميان را فداى آن « مىخواهم » نمايد در صورتى كه اگر داستايوسكى با آن ذهن عالى و هوش سرشار و قلم زيبا ، شخصيت را مورد دقت قرار مىداد ، و مديريت همهء انديشهها و تعقلها و خردگرايىها و علم و معرفت و « مىخواهم » هاى شخصى را به شخصيت واگذار مىكرد ، قطعى است كه هم تضاد و تناقض ما بين عقل و خرد و منطق از يك طرف و « مىخواهم » هاى شخصى از طرف ديگر ، مرتفع مىگشت و هم ، گام بسيار مؤثرى در راه به وجود آوردن حيات سالم مىداشت . ( 1 )
هامش
( 1 ) . داستايوسكى در جملات آينده با اين كه مطالبى بسيار با ارزش را مطرح نموده است ، در عين حال اشتباهاتى نيز مرتكب شده است كه اگر نياز بشريت به « شخصيت سالم » را پيش مىكشيد ، قطعا به جهت داشتن عاليترين عوامل براى زندگى سالم ، نيروى نامحدود شخصيت را كه هيچ حدّ و مرزى ندارد براى اشباع « مىخواهم » هاى انسان ، مطرح مىنمود .