آيندگان همان گونه از اين خاكدان بگذرند كه گذشتگان گذشتهاند .
اين يك پديدهء كاملا واقعى است كه امير المؤمنين عليه السلام براى به خود آوردن مردم خود باخته بيان مىفرمايد . يعنى اى مردم ، بدانيد ، اگر چه با يك توجه اندك مىتوانيد بدانيد و لو هشدار دهنده اى به شما هشدار ندهد ، زيرا « آن را كه عيان است چه حاجت به بيان است » ، امير المؤمنين عليه السلام مىخواهد به وسيلهء توجه دادن مردم به واقعيت مزبور ، آنانرا به گرديدن تكاملى تحريك فرمايد كه فقط با تقوى امكان پذير است . و الَّا ، خود گذشت زمان و حركت مستمر كاروان بشرى به زير خاك بديهىتر از آن است كه نيازى به هشدار داشته باشد .
جملات امير المؤمنين عليه السلام ما را به فطرت پاك و عقل ناب و وجدان صاف ارجاع مىفرمايد كه اين حركت با آن همه قوانين و عظمتها كه در اختيار اين كاروان سريع السير در جريان است ، محال است بىآغاز و بىانجام و بىمقصد بوده باشد . قضيهء چنان نيست كه بگوييد و خود را دلخوش كنيد كه :
يك چند به كودكى به استاد شديم
يك چند به استادى خود شاد شديم
پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد
از خاك بر آمديم و بر باد شديم
بدانيد و با حق اليقين بدانيد :
روزگار و چرخ و انجم سر به سر بازيستى
گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى
ناصر خسرو
اين نصيحت را گوش فرا دهيد :
اى خنك آن را كه او ايام پيش
مغتنم دارد گذارد وام خويش