تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ثانيا - اين لذائد و زيباييهاى محسوس و امتيازات مادى ، سنخيّتى با جهان ابديت دارد كه فوق جهان ماده و ماديات است پاسخ اين دو سؤال بدينقرار است : يك - بدانجهت كه از قيامت به آن طرف ، همهء طبيعت با قوانين حاكمه بر آن ، دگرگون مىگرداند لذا ضروريست كه حقائق آن امتيازات و لذائذ و زيباييها نيز بايد فوق اين طبيعت و مختصات آن باشد . و به كار بردن كلماتى مانند حور و قصور و غلمان و طلا و نقره و ديگر عوامل لذت دنيوى ، براى ارائه مفاهيمى است كه اگر از آن هويّت اخروى به اين تجسم دنيوى تنزل مىكردند ، با امثال كلمات مزبور ادا مىشدند . براى توضيح ، وقتى كه در قرآن مجيد مىخوانيم : * ( وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ) * ( و پروردگار آنان از شراب طهور آنان را سيراب فرمود ) بديهى است كه مقصود شرابى كه از اين مواد دنيوى ساخته مىشود ، نخواهد بود . ولى مثلا از آن جهت كه موجب بروز حالتى لذت بار آميخته با رهايى از قيد و بندهاى زمينى مىگردد شبيه مفهومى است كه از شراب معمولى دريافت مىگردد . دو - رواياتى متعدد به اين متعدد به اين مضمون آمده است كه فَيها مَا تَشْهَيِه الأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الأَعْيُنُ ( در بهشت هر آنچه را كه نفوس آن را مىخواهد و چشمها از آن لذت مىبرد وجود دارد ) لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ( و در بهشت است هر آنچه كه نه چشم آن را ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به قلب بشرى خطور كرده است . ) در روايت اول عبارت « هر چه را كه نفس بشرى بخواهد » آمده است و ما مىدانيم كه اگر عوامل و شرايط به فعليت رسيدن خواسته‌هاى نفس حتى در اين دنيا آماده شود ، تا بىنهايت گسترش مىيابد چه رسد به سراى ابديت . و اما در روايت دوم مىفرمايد : عظمتها و لذائذ و زيباييهاى بهشتى به گونه ايست
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256 | محمد تقي جعفري