كه نه چشم بشرى آن را ديده است و نه گوش بشرى آن را شنيده است و نه به قلب احدى خطور نموده است . از اين روايت معلوم مىشود كه آنچه از نعمتهاى الهى و عظمتها و زيباييها و لذائذ در بهشت وجود دارد ، به هيچ وجه شباهتى با آنچه كه در اين دنيا مىبينيم و مىشنويم و در بارهء آن مىانديشيم وجود ندارد .
سه - از عبارات اخير امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبهء مباركه معلوم مىشود كه آن نعمتهاى بهشتى كه با مفاهيم مادى دنيوى در قرآن و احاديث آمده است ، با در نظر داشتن تفسير فوق ، در آغاز ورود به بهشت است . پس از ورود ، آمادگى براى ورود به ايّام اللَّه ، رضوان اللَّه و لقاء اللَّه شروع مىشود و ارواح بهشتيان به مقام اصلى خود نائل مىگردند . عبارات اخير خطبهء مباركه چنين است : قوم لم تزل الكرامة تتمادى بهم حتّى حلَّو ادار القرار و أمنوا نفلة الأسفار ( اهل بهشت قومى هستند كه كرامت خداوندى براى آنان ادامه پيدا مىكند تا در قرارگاه ابدى قرار گيرند و از جابجا شدن ( تحولات ) راحت شوند .
گروه دوم
- ورود به منطقهء ارواح ابرار و مردم متقى و وصول به سكونت و آرامش بسيار والايى است كه از رجوع به وحدت عاليه اى كه ارواح مؤمنان با همديگر دارند : * ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي ) * ( اى نفس و اصل به آرامش حقيقى برگرد به سوى پروردگارت در حالى كه تو از او خشنود و او از تو راضى است ) و در روايت معروف آمده است كه : المؤمن أخو المؤمن كالجسد الواحد إذا استكى شيئا منه وجد ألم ذلك فى سائر جسده و أرواحهما من روح واحدة و أنّ روح المؤمن لأشدّ إتّصالا بروح اللَّه من اتّصال شعاع الشّمس بها ( 1 ) ( مؤمن برادر مؤمن است مانند اعضاى يك پيكر . اگر از چيزى احساس درد كند ، همان درد در ساير اجزاء بدن درك مىشود و
هامش
( 1 ) . الاصول من الكافى ، ج 2 ، 166 .