ارواح آنان از يك روح است و پيوستگى روح مؤمن به روح خداوندى شديدتر است از اتصال شعاع خورشيد به خورشيد )
گروه سوم
- ورود در شعاع جاذبيت ربوبى است اين معنى در حدود 20 مورد از آيات قرآن مجيد به عنوان لقاء اللَّه آمده است . مانند * ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه أَحَداً ) * ( الكهف آيهء 110 ) .
( هر كس كه ديدار خدايش را اميدوار باشد ، عمل صالح انجام و بدهد و كسى را به عبادت پروردگارش شريك قرار ندهد )
تفسير بعض ما فى هذه الخطبة من الغريب
( تفسير برخى از لغات غريبه در اين خطبه )
سيد شريف رضى گفته است : اين كه امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايد : يؤرّ بملاقحه ، ( أرّ ، كنايه از ازدواج و جفتگيرى است ) گفته مىشود : أرّ الرّجل المرأة يؤرّها ( موقعى كه با زن ازدواج كند ) و فرمودهء آن حضرت « كأنه قلع دارىّ غنجه نوتيّه » ( قلع يعنى بادبان كشتى و دارىّ شهريست بر كنار بحرين كه عطر از آنجا آورده مىشود . ) عنجه ( آن را برگرداند : عنجت النّاقة كنصرت أعنجها عنجا أذا عطفتها . ( برگرداندم ناقه را . . . ) و نُوتِّى ( كشتيبان ) ضفّتى جفونه ( دو طرف پلكها ) الفلذ ( قطعات ) كه جمع فلذه مىباشد . كبائس اللَّوالؤ الَّرطب ( كباسه يعنى خوشه ) . العساليج مفردش عسلوج ( شاخهها ) .