بعضىها ابراز نمودهاند ، نيست [ اگر خوب بنگرى ] نايهاى آن همانند شانه هايى از نقره و آن دايرههاى شگفت انگيز مانند خورشيدها است كه بر آنها روييده است همانند طلاى خالص و قطعههاى زبرجداگر بخواهى اين حيوان زيبا را به آنچه كه زمين مىروياند تشبيه كنى ، بايد بگويى : گلهايى است بهارى كه از محلّهاى آراسته مختلف چيده شده استو اگر بخواهى به لباسها تشبيه نمايى - مانند حلَّههاى آراسته يا مانند جامههاى زيبا از برد يمانى استو اگر به زيورها تشبيهش كنى مانند نگينهاى رنگارنگ انگشتريها است كه دورادور آن را نقرهء مزين گرفته استراه رفتن اين حيوان ، شادان و خرامان و با حالت تكبر است دم و بالهاى خود را با دقت و كاوش مىنگردو با مشاهدهء پيراهن نگارين و الوان زيباى خود خنده سر مىدهدو در آن هنگام كه به پاهايش مىنگرد ، صدايى ناله مانند بر مىآورد و چونان جاندارى كه پناه جويى خود را آشكار مىكند ، فرياد او به صدق احساس دردش گواهى مىدهد زيرا پاهايى سياه رنگ و زشت و نازك دارد مانند پاهاى خروس خلاسى ( 1 ) و در پشت گردن اين حيوان كاكلى ( موى دور سر ) سبز رنگ با نقشى زيبا و نگارين سر زده است نقطهء آغازين گردنش مانند ابريقى است كشيده و جايگاه فرو رفتنش تا به شكم مانند رنگ وسمهء يمانى سبز مايل به سياهى است ، يا مانند ابريشمى كه بر روى آينهء صيقلى پوشانده شده استو گويى خود را با يك مقنعهء سياه پوشيده و بقدرى تازه و با طراوت و درخشان است كه گويى سبزى تند و شادابى به او در آميخته استو با شكاف گوش اين حيوان خطى است مانند باريكهء نوك قلم در رنگ گل بابونه كه با سفيدى خود در ميان سياهى محل مىدرخشدو كمتر رنگى است كه طاوس نصيبى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٠
هامش
( 1 ) . خروس خلاسى نوعى از خروسها است كه از مرغان هندى و فارسى متولد مىشود و از طرف ساق پاى او خارى كه پنهانست مىرويد همان خارى كه در پاى خروسان مىرويد . نقل از منهاج البراعة ، مرحوم محقق خوئى ، ج 10 ، ص 62 .