تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

استخدام كرده است . چون اين جمله را مورخين از عمر بن خطاب بطور فراوان نقل كرده‌اند كه : « هر وقت به معاويه مىنگريست ، مىگفت : » اين كسراى عرب است « - ( 1 ) در دوران او بود كه سكه هايى زده شد كه روى آنها عكس يك عرب در حالى كه شمشيرى به كمر بسته بود ترسيم شده بود » - ( 2 ) موقعى كه ضحاك بن قيس براى اعلام مرگ معاويه به بالاى منبر مىرود ، در ميان توصيفاتى كه از معاويه مىكند ، اين جمله وجود دارد كه « معاويه پناهگاه عرب بود » ابن خلدون صريحا مىنويسد : « سپس طبيعت ملك اقتضا كرد كه معاويه در امر زمامدارى و عظمت و مقدم داشتن خود بر ديگران بكوشد و اين زمامدارى و ادعاى عظمت و تقديم خود بر ديگران در شأن معاويه نبود ، ولى اين يك امر طبيعى بود كه تعصبش وادار به آن مىكرد و نژاد بنى أميه هم اين عصبيت را دارا بودند . » - ( 3 ) اتصاف معاويه و پيروانش به گروه ستمكار در كلام پيامبر اكرم بقدرى معروف است كه احتياج به ذكر مأخذ ندارد . آن حضرت به عمار بن ياسر فرموده است ) * : « يا عمّار تقتلك الفئة الباغية » ( اى عمار ترا گروه ستمكار خواهد كشت ) و عمار در جنگهاى صفين كه در خدمت على ( ع ) بود بدست سپاهيان معاويه كشته شده است . تمام مورخين نوشته‌اند : موقعى كه عثمان در محاصره از معاويه كمك خواست ، كمكى براى او نفرستاد ، وقتى كه محاصرهء عثمان شديدتر شد يزيد بن اسد قشيرى را فرستاد و گفت وقتى كه به ذى خشب ( حومهء مدينه ) رسيدى همان جا توقف كن و به اين بهانه كه من در حادثهء عثمان حاضر بودم ، چيزى مىديديم كه مىبايست اقدام به سود عثمان كنم و تو ( معاويه ) غايب بودى ، لذا من كمك كردم ، اقدامى نكن .

هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفا سيوطى ، ص 195 و الاعلام ، زركلى ، ج 8 ، ص 173 .
( 2 ) . البدايه ، ج 8 ، ص 143 ، نقل از مقتل الحسين ، عبد الرزاق مقرم ، ص 121 .
( 3 ) . مقدمه تاريخ ، ابن خلدون ، ص 205 .