تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
پذيرفته است از تخلف از قوانين اعضاى جسمانى كه زندگى طبيعى انسان را به طور مستقيم اداره مىكند . به عنوان مثال باز كردن چشم در موقع راه رفتن و نگاه كردن به جلو ، از الزام و جبر بيشتر برخوردار است تا پيروى از مواد قوانين زندگى جمعى ، زيرا شمارهء انسانهايى كه با علم به قانون به جهت عدم رضايت صحيح يا غلط از آن قانون و يا به جهت داشتن قدرت براى گريز از آن ، اعتنايى به قانون ندارد بسيار است . انسان در بعد يكم زندگى مىتواند تنها با پيروى از انگيزه‌ها و عوامل جبرى حيات طبيعى فردى مانند ديگر حيوانات زندگى كند . ولى در بعد دوم ، انسان پا را از منطقهء ساير جانداران بسيار بسيار فراتر نهاده و عنوان نوع خاص برتر و كاملتر را در ميان جانداران به خود اختصاص مىدهد . انسانها مىتوانند حقايق بعد دوم ( اقتصاد ، حقوق ، سياست ، و غيره و ذلك ) را تنها براى تأمين زندگى دنيوى خود بپذيرند و زندگى خود را بر اصول و قوانين آنها تطبيق بدهند و هيچگونه ارزشى را مانند ارزشهاى مذهبى و اخلاقى در پيروى از آنها مستند قرار ندهند . اين گونه زندگى دنيوى اجتماعى ، همان زندگى ديگر جانداران است با سطوح و ابعادى بسيار بسيار گسترده تر و عميقتر و پيچيده تر و خطرناكتر .

شخصيت آدمى در بعد سوم

شخصيت در مديريت اين بعد ، با حقايقى سر و كار دارد كه داراى جهات و سطوح گوناگون و ظريفتر بوده و امكان دخالت شخصيت با مختصاتى كه دارد در توجيه و چگونگى آن حقايق ، كم و بيش وجود دارد .