تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
داشت . دفاع از تئورى مزبور معمولا بر اين پايه استوار بود كه هنگامى كه يك نفر حاكم به هنگام اعمال قدرت خويش ، قوانين اخلاقى مسيحى را زير پا مىگذاشت او نيز مانند هر فرد مسيحى ديگرى بايد تحت سانسورهاى ( سانسور به معناى عيبجويى ، انتقاد ، سرزنش و غيره ) كليسا قرار مىگرفت و مىتوانست از ناحيهء عوام الناس ( افراد غير روحانى ) وفادار به كليسا مورد اعمال اجبار و اكراه ( زور ) قرار بگيرد . ( اين استدلالى است كه در مورد قدرت غير مستقيم پاپ در امور دنيوى مورد استفاده قرار مىگيرد . ) يك تز افراطىتر كه توسط پاپ بونتيفاس هشتم ارائه داده شده اين است كه قدرتهايى كه توسط عيسى مسيح ( ع ) به سن پيتر ، حواريون و از ناحيهء آنان به جانشينانشان ( كشيشان و پاپها ) تفويض گرديده شامل برترى دنيوى غائى مىباشد ، صرفا ( به سادگى ) به اين دليل كه قدرت معنوى به خاطر ماهيت و ذات خود ، ما فوق قدرت دنيوى ( مادى ) قرار داشت . به اعتقاد وى ، حضرت عيسى مسيح ( ع ) به پطر مقدس و جانشينان او دو شمشير عطا كرده بود ( انجيل لوقا باب 22 ، آيه 38 ) كه اين دو شمشير سمبل ( نماد ) قدرتهاى معنوى و مادى ( دنيوى ) بودند ، قدرت معنوى را خود پاپها به كار مىبردند ، در حالى كه شمشير دنيوى را به افراد غير روحانى تفويض مىكردند ، اما اين گروه اخير بايد آن را مطابق رهنمودهاى مقام پاپ به كار بردند .

جدايى دين از حكومت ( كليسا و حكومت )

شايد از لحاظ تئورى ( نظرى ) ، راديكالترين نظريات در زمينهء جدايى قلمرو دين از سياست را مارتين لوتر ارائه كرده است . وى نظريه اى تحت عنوان « دو پادشاهى » ( Two Kigdoms ) ارائه داده است . تعليم وى در اين زمينه را مىشود عملا به يك سخن موجز تلخيص نمود : « انجيل خدا بايد در قلمرو كليسا و قانون شريعت وى در قلمرو