تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
كليسايى ) حكم وضع كنند و اين احكام توسط كليسا به عنوان بخشى از قانون شريعت قلمداد مىشد ، البته اين طور هم نبود كه كليسا هم همواره تسليم باشد و در واقع اين جنگ و گريز با ميزان قدرت رهبران كليسا و يا حكومت در زمانهاى مختلف تغيير مىكرد . اما با توجه به اين كه بعضى از امپراطوران حدود و ثغور اخلاقى كليسا را رعايت نمىكردند ، بتدريج كليسا خود را از آنان كنار كشيد . يكى از بيزانس شناسان سرشناس ، لوئى برهيه Louis Brehier نظام حكومت بيزانس ( روم شرقى ، قسطنطنيه ، استانبول ) را نه به صورت Caesaropapism ، بلكه يك تئوكراسى كه در آن ، امپراطور از يك موقعيت سنگينتر و يا برترين برخوردار است ، [ اما نه يك موقعيت انحصارى يا استثنايى ] تعريف مىكند .

كليساى كاتوليك روم

در غرب ( بخش غربى مسيحيت ) تا قرن يازدهم ، اوضاع چندان متفاوت نبود ، هر چند كه پاپ كه مدعى اقتدار معنوى روى همهء قلمرو مسيحيت بود ، از احساس قدرتى برخوردار بود كه هرگز اسقفهاى اعظم قسطنطنيه آن را به دست نياورده بودند .

تضاد ( منازعه ) بين پادشاهان و پاپها

در فاصلهء بين قرون يازدهم تا سيزدهم ميلادى اين تئورى چه به صورت علنى و يا ضمنى ، كه قدرت كشيشى ( كليسايى ) طبيعتا ما فوق قدرت سكولار بود و در آخرين مرحله مىتوانست آن را كنترل كند ، هرگز حتى توسط خود روحانيون مسيحى جنبهء يك اعتقاد عمومى نداشت ، بلكه تنها از تأثير عظيمى برخوردار بود و در ريشهء منازعات بين پاپ و امپراطورى مقدس رم كه در آن زمان اين منازعات بسيار رواج داشت ، قرار