وجود ندارد . » ( 1 ) با توجه به اين عبارات اسناد تفكرات سكولاريسم به ارسطو به هيچ مأخذ صحيحى متكَّى نمىباشد . اين كه ارسطو در سياست گفته است : « طبيعت ، انسان را به وسيلهء غرايز آنها به اجتماع سياسى مىكشاند » [ كتاب 1 ، ب 1 ، ف 13 ] كمترين منافاتى با ضرورت تحصيل سعادت و فضيلت براى انسان در حال فردى و جمعى به وسيلهء دولت و سياست ندارد ، زيرا عبارت فوق ، سياسى بودن انسان را به طبيعت او نسبت مىدهد و اما هويت و مديريت و هدف سياست را كه در عبارات بعدى « سعادت » مىداند ، در عبارت فوق مسكوت گذاشته است . و اما ضرورت تحصيل سعادت و فضيلت براى انسانها از طرف ارسطو هم در كتاب سياست و هم در كتاب اخلاق بطور فراوان گوشزد شده است چنان كه ملاحظه نموديم در تاريخ سياسى جامعهء بشريت ، در برابر روش و تفكرات « حذف دين از . . . » ، حكومت و سياست تئوكراسى نيز مطرح بوده است . معناى تئوكراسى همان گونه كه در كتب لغت و دائره المعارفها آمده است : « حكومت خدايى ، خدا سالارى ، حكومت خدا كشورى كه خدا پادشاه آن است ، اعتقاد به لزوم حكومت الهى ، ادارهء كشور طبق احكام الهى . . . » لغت انگليسى - فارسى ، دكتر عباس آريانپور كاشانى ، ج 5 ، ص 5723 . براى درك سرگذشت نوسانات حكومت و كليسا و پديده سياسى تئوكراسى ( حكومت خدايى و سكولاريسم ( حذف مذهب از زندگى دنيوى و سياست ) لازم است مرورى بر تاريخ مختصر اين نوسانات داشته باشيم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٦
هامش
( 1 ) . اخلاق نيگوماكس ، ك 1 ، ب 7 ، ص 204 .