نهج البلاغه با ارزشترين كتاب سياسى است كه بشر تاكنون آن را ديده است نمونه اى از ديدها و اصول و قواعد سياست بر مبناى تعريف فوق را در نهج البلاغه در اين مبحث مىآوريم : فبعث فيهم رسله و واتر أليهم أنبياءه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكَّروهم منسىّ نعمته و يحتجّوا عليهم بالتّبليغ و يثيروا لهم دفائن العقول . . . و معايش تحييهم
( خداوند رسولان خود را در ميان مردم برانگيخت و پيامبران خود را پياپى براى آنان فرستاد ، تا عمل به پيمان فطرت الهى را از آنان بخواهند و نعمت فراموش شده را به ياد آنان بيندازند و بوسيلهء تبليغ بر آنان احتجاج نمايند و گنجينههاى موجود در عقول آنان را برانگيزانند و آنان را بطرق معيشت كه آنانرا احياء كند راهنمايى نمايند .
علت پذيرش حكومت :
1 - خطبهء سوم
- جريان مديريت جامعه اى از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) و علت پذيرش حكومت : أما و الَّذى فلق الحبّة و برء النّسمة ، لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما أخذ اللَّه على العلماء أن لا يقاروّا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت اخرها بكأس أوّلها
( سوگند بخداوندى كه دانه را شكافت و نفوس انسانها را آفريد ، اگر حضور بيعت كنندگان نبود و اگر حجت خداوندى بوسيلهء وجود ياوران آمادهء كمك بر من تمام نمىگشت . و اگر خداوند علما را مكلف قرار نداده بود كه شكمبارگى ستمكاران و گرسنگى مظلومان را نپذيرند [ در برابر ظلم دست رويهم نگذارند ] افسار اين مركب ( زمامدارى ) را بگردنش مىانداختم و پايانش را با همان كاسه سيراب مىكردم كه در اولش انجام داده بودم .
2 - خطبهء پنجم
- اهتمام شديد به سعادت واقعى مردم لم يوجس موسى عليه السّلام خيفة على نفسه بل أشفق من غلبة الجهّال و دول الضّلال . . .
[ بيم و هراس از سلطهء حكَّام