تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

انتقال لغت از يك جامعه اى به جامعهء ديگر كه براى خود ، لغت و فرهنگى دارد ، در غير صورت احتياج ضرورى ، ممكن است به ضرر جامعهء منتقل اليه ( جامعه اى كه لغت به آن منتقل مىشود ) تمام گردد

در دورانهاى معاصر انتقال لغت از جوامع غربى به جوامع شرقى مخصوصا كشورهاى اسلامى ، فراوان ديده مىشود . سه نظريهء قابل توجه در اين مورد وجود دارد :

نظريهء يكم

اين كه هيچ اشكالى در اين نقل و انتقال وجود ندارد ، زيرا مقصود از وضع لغات و به كار بردن آنها تفاهم در معانى است و اين مقصود به هر لغتى كه باشد ، كارى است صحيح .

نظريهء دوم

اين كه هر نوع لغت و عنصر فرهنگى و اخلاقى و ادبى و سياسى و حقوقى كه از قومى به قومى ديگر و از جامعه اى به جامعه اى ديگر منتقل شود ، نوعى تمايل تسليمى در قوم يا جامعهء منتقل اليه ( پذيرندهء انتقال ) و نوعى احساس اعتلاء و سلطه از « ناقل يا منقول عنه » ( قوم يا جامعه اى كه لغت يا هر عنصر ديگر فرهنگى از آنجا منتقل شده است ) به وجود مىآيد . بنا بر اين ، هر جامعه و كشورى كه پذيرندهء انتقال امور مزبور در فوق بوده باشد ، به نوعى خودباختگى و تسليم دچار خواهد گشت .

نظريهء سوم

كه منطقىتر به نظر مىرسد ، اينست كه قاعده يا اصل « صيانت هويت » اينست كه حركت تكاملى بايد از ذات و اصالتهاى ذاتى هر قومى سرچشمه بگيرد و از اينجا است كه فرهنگ وارداتى و لغت وارداتى بدون نياز واقعى بر آنها بر ضد اصالت « صيانت ذات و هويت اصلى » مىباشد . مخصوصا اگر براى تحقير و تسليم مردم يك جامعه در برابر انتقال دهندهء لغات و فرهنگها بوده باشد و يا براى تخفيف زشتى يك مفهوم از ديدگاه جامعهء پذيرنده لغات و فرهنگها مانند اصطلاح « سكس » كه براى آن در فارسى و عربى و ديگر لغات كشورهاى اسلامى كلمات وجود دارد كه به كار بردن آنها را