تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
استوصفه ، و من قال : أين فقد حيزّه ( از همه كائنات جدا است به جهت سلطهء مطلقه و قدرت تامّه بر همهء آنها . و همهء مخلوقات از او جدا است به جهت تسليم و بازگشت به سوى او . هر كس كه خدا را توصيف كند او را محدود كرده است و هر كس او را محدود كند او را به شمارش در آورده است . و هر كس او را به شمارش در آورد ، ازليت او را باطل كرده است و هر كس بگويد او چگونه است ، توصيفش كرده ، و هر كس بگويد در كجا است ، او را در آن مكان جاى داده است . )

اوست فوق همهء كائنات از هر مقوله كه باشند و در هر موقعيتى كه آن را حيازت كنند

در خطبهء يكم از نهج البلاغه ، بعضى از جملات فوق آمده و ما آنها را تفسير كرده‌ايم ، مانند 1 - توصيف خداوند مستلزم محدود ساختن آن ذات اقدس است . 2 - محدود ساختن آن ذات اقدس مستلزم به شمارش در آوردن او است . 3 - نسبت دادن كيفيت براى او مستلزم توصيف او است . 4 - قرار دادن او در مكان يا فضا ، محدود ساختن او است در آن مكان يا فضا . آنچه كه در اين خطبهء مباركه بايد تفسير شود . 1 - علَّت جدايى و مغايرت ذات اقدس ربوبى از كائنات . 2 . و اين كه به شمارش در آوردن او مستلزم ابطال ازليت و قديمى بودن او است . اما علت جدايى ذات اقدس ربوبى از كائنات ، هم از جهت علوّ آن ذات اقدس از همهء موجودات است ، و هم از جهت عظمت صفات او . اوست خالق عموم موجودات . چه نسبت خاك را با عالم پاك در صورتى كه همهء ذرات هستى ، نيازمند و وابسته و رو به زوال و محدود و پيرو قوانين و مخلوق است در صورتى كه ذات اقدس الهى غنى ( بىنياز مطلق ) و صمد و فرد و واحد مطلق است ، ازلى و ابدى و باقى و بىنهايت و فوق قوانين و سازنده و حافظ آنها .