تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
كه خود ، كلام خود را توجيه نموده است . او در بارهء ديدن خداوند با همين چشمان ظاهرى چنين مىگويد :
مطلق از آنجا كه پسنديدنى است ديد خدا را كه خدا ديدنى است ديدنش از ديده نبايد نهفت كورى آن كس كه به ديده نگفت ديد پيمبر نه به چشمى دگر بلكه بدين چشم سر اين چشم سر ( 1 )
در عين حال نظامى ابياتى دارد كه مىتواند ابيات فوق را توجيه نمايد :
ديدن آن پرده مكانى نبود رفتن آن راه زمانى نبود هر كه در آن پرده نظرگاه يافت از جهت بىجهتى راه يافت ( 2 ) ديدن او بىعرض و جوهر است كز عرض و جوهر از آن سوتر است ( 3 )
در مأخذ ذيل بيت 25 مىگويد :
تو كه جوهر نه اى ندارى جاى چون رسد در تو و هم شيفته راى
او باطن است نه از جهت سبك بودن يا ظرافت مادى . اين كه خداوند متعال فوق ماده و ماديات است ، جاى ترديد نيست ، لذا هيچگونه نسبت جسمى با اجسام ديگر به او راهيابى ندارد . قرار گرفتن در بالا ، در زير ، نفوذ برميان و به عبارت كلىتر هيچگونه ارتباط جسمانى با جسم يا اجسام ديگر ندارد . 15 ، 21 - بان من الأشياء بالقهر لها و القدرة عليها و بانت الأشياء منه بالخضوع له و بالرّجوع إليه . و من وصفه فقد حدّه و من حدّه فقد عدّه ، و من عدّه فقد أبطل أزله ، و من قال : « كيف » فقد
هامش
( 1 ) . مخزن الاسرار ، نظامى گنجوى ، ص 9 بيت 4 و 5 و 6 .
( 2 ) . همان مأخذ ، بيت 7 و 8 .
( 3 ) . همان مأخذ ، بيت 3 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 33 | محمد تقي جعفري