تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
اساسىترين عامل سعادت مردم كه دين است ، ندارد .

5 . ارتباط با مردم با چهره‌هاى متفاوت و با زبانهاى گوناگون

رويارويى با مردم با چهره‌هاى مختلف و به اصطلاح عاميانه « نخود هر آش شدن » و به مناسبت هر موقعيتى ، سخن گفتن كه همواره به تضاد و تناقض منتهى شود ، بر دو قسم است :

قسم يكم

- اختلاف و تفاوتهاى مزبور معلول چند شخصيتى بودن است . در اين قسم ، شخص مفروض مبتلا به تجزيه و انحلال شخصيت است كه نه خودش براى زندگى خويش مديريت منطقى دارد و نه در ارتباط با ديگران ، مىتواند به عنوان يك عضو صحيح و قابل محاسبه در جامعه تلقى شود . البته چند شخصيتى بودن هم بر دو مبنا تقسيم مىشود :

مبناى يكم

- ضعف اراده و تصميم و ناتوانى از مقاومت در انتخاب اهداف و مسيرهايى كه شخص را مىتواند به آن هدفها برساند . چارهء اين مبنا ، تلاش جسمانى و روانى براى تقويت اراده و منطقى ساختن تصميمها و تحصيل عوامل مقاومت ، در جريان هدفگيريها و انتخاب وسائل مىباشد .

مبناى دوم

- نيروى مهار نشدهء خود طبيعى است كه نه قانونى براى شخصيت قابل تكامل مىشناسد و نه منطقى براى جهان هستى ، زيرا خود طبيعى جز خود هيچ حقيقتى را به رسميت نمىشناسد . مبارزه با فعاليتهاى بىمهار اين خود ، جز با استمداد از خداوند سبحان به نتيجه اى نمىرسد ، مگر در حدود عدم تزاحم با ديگر افراد جامعه كه ناشى از بيم از كيفر يا طمع پاداش مىباشد .

قسم دوم

- اختلافها و تفاوتها مربوط به نفاق و دورويى و دو زبانى است . انسان در