تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
يتب منها : أن يشرك باللَّه فيما افترض عليه من عبادته ، أو يشفى غيظه بهلاك نفس ، أو يعرّ بأمر فعله غيره ، أو يستنجع حاجة ألى النّاس بأظهار بدعة فى دينه ، أو يلقى النّاس بوجهين ، أو يمشى فيهم بلسانين . أعقل ذلك فأنّ المثل دليل على شبهه از حتمىترين دستورات خداوندى در قرآن حكيم كه بر مبناى آن پاداش مىدهد و كيفر مىكند و ملاك رضايت و خوشنودى اوست و هيچ بنده اى را اگر چه خويشتن را به تلاش وادارد و عمل خود را خالص نمايد ، سودى نخواهد داشت اگر از اين دنيا برود و خداى خود را با يكى از خصلتهاى ذيل كه از آنها توبه نكرده است ، ديدار نمايد :

1 . در عباداتى كه خدا به او مقرر فرموده است ، شرك بورزد

شرك در عبادت بهر معنى كه در نظر گرفته شود ، مستلزم جهل به حقيقت عبادت و آن مقام ربوبى است كه عبادت بايد براى او انجام بگيرد . پس در حقيقت شرك در عبادات ، نتيجهء دو جهل است : جهل يكم - نادانى به ماهيت عبادت است كه عبارت است از قرار گرفتن آدمى در جاذبهء با عظمت پيشگاه خداوندى و رويارويى خالص روح انسان عبادت كننده با معبود يگانه . جهل دوم وقتى كه شخص عبادت كننده ، كسى يا چيزى جز خدا را مورد توجه خويشتن قرار مىدهد ، رو به آن كس يا چيز نموده ، پشت به خدا مىنمايد در اين حالت ، اگر هم در گوشه اى از ذهنش مفهومى از خدا داشته باشد ، قطعى است كه اين مفهوم ساختگى و مخلوق مغز بيمار خود او است ، زيرا شرك با دريافت حقيقى مفهوم خدا سازگار نمىباشد . در نتيجه اين مشرك از بزرگترين نعمت خداوندى كه خداشناسى مىباشد محروم است .