تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت
حافظ هر چه كه بر مبناى علوم و جهان بينى پيشتر رفتيم به اين حقيقت نزديكتر شديم كه :
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
مولوى در داستان « شير و خرگوش و نابود شدن شير به وسيلهء خرگوش » قانون « عمل و عكس العمل » را چنين آورده است :
شير عكس خويش ديد از آب تفت شكل شيرى در برش خرگوش زفت چون كه خصم خويش را در آب ديد مرو را بگذاشت و اندر چه جهيد در فتاد اندر چهى كاو كنده بود ز ان كه ظلمش بر سرش آينده بود چاه مظلم گشت ظلم ظالمان اين چنين گفتند جملهء عالمان هر كه ظالمتر چهش باهولتر عدل فرموده است بدتر را بتر اى كه تو از ظلم چاهى مىكنى از براى خويش دامى مىتنى بر ضعيفان گر تو ظلمى مىكنى دان كه اندر قعر چاه بىبنى گرد خود چون كرم پيله بر متن بهر خود - چه مىكنى اندازه كن گر ضعيفى در زمين خواهد امان غلغل افتد در سپاه آسمان گر به دندانش گزى پر خون كنى درد دندانت بگيرد چون كنى شير خود را ديد در چه و ز غلوّ خويش را نشناخت آن دم از عدو عكس خود را او عدوى خويش ديد لا جرم بر خويش شمشير كشيد
35 ، 44 - أنّ من عزائم اللَّه فى الذّكر الحكيم الَّتى عليها يثيب و يعاقب و لها يرضى و يسخط أنّه لا ينفع عبدا و أن اجهد نفسه و أخلص فعله للَّه أن يخرج من الدّنيا لاقيا ربّه بخصله من هذه الخصال لم