به غير نفس أو فساد فى الأرض فكَّانّما قتل النّاس جميعا . . . ] 2 - 91 - حدود بمجرّد شبهه ، ساقط مىگردد . تدرء الحدود بالشّبهات 1 - 92 - در قتل خطائى ديه بر عاقله است . ألدّية فى القتل الخطائى على العاقلة 4 - 93 - در قتل عمدى ، كيفر يكى از سه امر است : قصاص ، ديه ، عفو ( 1 ) . فى القتل العمدى أحد الأمور الثّلثة القصاص أو الدّية أو العفو . 5 - 94 - حكومت يعنى در هر مورد تلف يا جراحتى كه نصى براى ديه و يا ارش آن نشده است ، قاضى آن را تعيين مىكند . 6 - 95 - مسئوليت كيفر ، شخصى است . لا تزر وازرة وزر أخرى و اين منافاتى با ديهء قتل خطائى بر عاقله است ندارد ، رجوع كنيد به همين قاعده .
هامش
( 1 ) . مىتوان گفت : يكى از محكمترين قضاياى عقلى در فقه اسلامى ، كيفر عمدى است كه قصاص يكى از سه كيفر قرار داده شده است . همانطور كه خداوند شارع اعظم فرموده است : * ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ ) * ( براى شما در كيفر قصاص براى قتل عمد ، حياتى است اى خردمندان ) اگر براى مردم جامعه روشن شود كه در صورت ارتكاب قتل ، حيات خود قاتل در معرض نابودى قرار مىگيرد ، ارزش و عظمت جانهاى آدميان را از به خطر افتادن جان خود ، بهتر مىفهمد . اين كه بعضى از سطح نگران در دوران معاصر ، كيفر قصاص را صحيح نمىدانند و از روى تقليد از نظريات برخى مغرب زمينىها ، مىگويند : حال كه يك نفر كشته شده است ، براى چه نفر دوم نيز كشته شود . . . اينان نمىفهمند كه تأثير قصاص در جلوگيرى از ارتكاب قتل ديگران يا اقدام به خود كشى چه قدر با اهميت است . وقتى كه مردم چنين تلقى كنند كه كشتن يك انسان بيگناه هم يكى از آن جرمها است كه بدون مقابله به مثل از طرف جامعه ، مىتوان خود را نجات داد ، ارزش حيات به پايينترين درجه خود سقوط مىكند ، يعنى جان چيزيست كه يك مقدار پول يا چند روز زندان مىتواند خسارت نابودى آن را جبران كند