المتهيّئ بقبول الخير ببقائه على الفطرة الأولى و بعده عمّا ينطبع في النفوس من قبيح العوائد و سوء الملكات فإنّ كلّ مولود يولد على الفطرة كما ورد في الحديث و قد تقدّم ( 1 ) ( فصل بيست و هفتم - در اين كه براى عرب ملك حاصل نمىگردد مگر بوسيلهء يك روش ( شكل و رنگ ) دينى از پيامبرى يا ولايت يا اثرى بزرگ از دين - علت اين مسئله اينست كه به جهت خوى و خلق توحش كه در آنان وجود دارد ، آنان سختترين امتها در اطاعت و تسليم به يكديگر هستند و به جهت خشونت و تكبر و بلندى همت و رقابت تضادانگيز در رياست كه در اين نژاد وجود دارد . در نتيجه كم اتفاق مىافتد كه ميل و رغبت آنان در يك موضوع اتفاق و اتحاد داشته باشد . در آن هنگام كه دين بوسيلهء نبوت و يا ولايت براى آنان مطرح گردد ، اين پديده يك عامل درونى براى آنان بوجود مىآورد كه باعث مىشود تكبر و رقابت تضاد انگيز از ميان آنان مرتفع گردد . در اين هنگام اطاعت و اجتماع آنان بيك شخص [ يا يك آرمان ] آسان مىگردد . علَّت بر طرف گشتن خشونت و تكبر و نخوت از آنان ، سلطهء دينى است كه صفات مزبوره را كه معلول حسادت و رقابت تضاد انگيز مىباشند ، از بين مىبرد . پس زمانى كه ميان عرب يك پيامبر يا ولى باشد كه آنان را به قيام به امر خداوندى برانگيزد ، اخلاق فاسد را از آنان سلب و به پذيرش اخلاق پسنديده وادارشان مىسازد و سخن همهء آنان را براى اظهار حق متّحد مىنمايد . در اين حال اجتماع آنان كامل مىشود و پيروزى و ملك براى آنان حاصل مىگردد ، و با اين حال آنان در پذيرش حق و هدايت ، سريعترين مردم هستند ، زيرا طبيعت آنان از عادات كج محفوظ و از اخلاق فاسد به دور است مگر خوى توحش كه به تحمل مشقت نزديك و آمادهء قبول خير است به جهت استمرار بر فطرت اوليه و دورى از كيفيات قبيح و عادات و ملكات بد مىباشد . زيرا هر انسانى بر مبناى فطرت زاييده مىشود ، همان گونه كه در حديث وارد شده است و ما آن را بيش از اين گفتهايم )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٧
هامش
( 1 ) مقدمه - عبد الرحمن بن خلدون ص 151