تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
اثبات اين كه هدفگيرى در زندگى ، بايد لذت بوده باشد ، كمترين دليلى نياورده‌اند ، جز اين كه لذت خوشايند انسان است . اينان در مقابل اين واقعيت كه هيچ لذت مشروع و قانونى نيست مگر اين كه درد و رنجهايى را يا در مقدمات خود دارد و يا در دنبال خود مىآورد ، هيچ مطلب قابل توجه ندارد . مورتى خودش اگر تحصيلات علمى داشته است ، بهتر از همه مىدانسته است كه بدون تحمل رنج ، بدست آوردن حقايق علمى امكانپذير نيست . آرى ، زندگى خوشىها و نشاطهايى هم دارد يقينى است كه مورتى در زندگى خود از نوشتن اين كتابها ( اگر آگاهانه و آزادانه نوشته باشد ) چقدر لذت برده است ، زيرا در مغز خود ، تصور مىكرده است كه براى بشريت خدمت انجام مىدهد آيا گذار مورتى به زيبا و زيباييها هم افتاده بود يا همواره زشتىها و عوامل وحشت را مىديده است پنج - مىگويد : « از ناشناخته نيز مىترسيم يعنى از مرگ و از هر آنچه كه ماوراى فردا قرار مىگيرد ، دچار وحشت مىشويم . » يك : - اين مطلب همان مقدار ارزش دارد كه گفته شود : « ما از داخل شدن به يك باغ كه آن را تاكنون نديده بوديم مىترسيم » اين يك قضيه علمى نيست ، بلكه يك احساس ابتدايى عام است كه اگر بشر مىخواست به اين گونه احساسهاى عام اعتنا كند ، مبتلا به بيمارى ناتوانى و زبونى و به اصطلاح معمولى دچار « بزدلى » گشته ، در همان دوران اوليهء حيات ، در روى زمين به زندگى خود پايان مىداد ، ولى اين كه مىبينيم بشر با موفقيتهاى روز افزون و با گسترش ابعاد وجودى خود در اين كيهان بزرگ دائما در حال پيشرفت بوده و ميليونها كارهاى مثبت از خود بروز داده است ، كشف مىكند كه ترس و هراس ابتدايى نمىتواند و نبايد بتواند از پيشرفت تكاملى بشر جلوگيرى به عمل بياورد . آنچه وحشتناك است ، خود طبيعى انسان است كه شهرت پرستى و لذتجويى و خودكامگىهايش حاضر است ، همهء حقوق انسانها را پايمال كند و براى بدست آوردن