تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
تحولات بيشتر از گذشته و با سرعتى بسيار زياد ، بشريت را در خود فرو برده است . و بدانجهت كه عوامل اين تحولات بدون دخالت ارادهء آزادانه مردم و حتى بدون آگاهى اكثريت قابل توجه آنها صورت گرفته و صورت مىگيرد ، لذا نمىتوان اين تحولات را با معيارهاى ارزشى مورد محاسبه قرار داد . مخصوصاً اگر عامل سوداگرايى و سلطه گرى را كه گردانندگان صنايع امروزى دنيا با استناد به آن دو ، فعاليت مىكنند ، در نظر بگيريم ، مىفهميم كه اين تحولات چقدر از محاسبات آگاهانه و ارادهء آزاد به دور مىباشند . اگر مردم امروزه بفهمند كه تحول تدريجى و بدون پيشبينىها و آمادگىهاى عقلانى بالنسبه به موجوديت گذشتهء آنها چه آسيبهايى وارد كرده است ، سؤالات غير قابل حل و فصل فراوانى را به مديريتهاى جوامع امروزى متوجه مىسازند كه شمارهء اول آنها اينست كه كو انسان و انسانيت با نظر به ملاك ارزشها مىتوان به دو نوع انقلاب نيز توجه داشت ، و مىتوان چنين گفت : همهء اقسام انقلابات با توجه به ملاك ارزشها بر دو قسم مهم تقسيم مىگردند : قسم يكم - انقلابات ارزشى قسم دوم - انقلابات غير ارزشى . در قسم دوم بايد در نظر گرفت كه يك عده از انسانها با توجه به امكانات دگرگونى و وجود زمينهء تكاپوهاى دسته جمعى براى نفوذ و ايجاد تغييرات در جامعه ، دست به كار ميشوند ، بدون مراعات اين كه با ايجاد تغييرات چه ارزشهايى از ديدگاه تكامل انسانى را به وجود خواهند آورد ، حتى ممكن است تنها هدفهاى مطلوب خود را بدون قضاياى مسلم اخلاقى و معنوى كه ملاك ارزشها هستند ، در نظر گرفته و هيچ پروائى نداشته باشند كه آنچه به وجود خواهد آمد ضد قضايايى مسلم اخلاقى و معنوى خواهد بود . البته به نظر نمىرسد كه بوجود آورنده و گردانندگان يك انقلاب اجتماعى به صراحت بگويند كه ما مىخواهيم انقلابى را با اين هدف يا اهداف به وجود بياوريم و كارى با آن نداريم كه اين انقلاب جامعه را با ضد ارزشها آلوده خواهد ساخت ، ولى همان گونه كه شواهد