تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
اقتصادى مانند كشاورزى به صنعتى ، اقتصاد فرد به اجتماعى و امثال اينها . 3 - گاهى در برهه هايى از تاريخ ديده مىشود كه انواعى از آرمانهاى جديد بوسيلهء متفكران و صاحبنظران ظهور مىكنند و مردم آنها را مىپذيرند و جزء فرهنگشان قرار مىدهند ، ولى هرگز آن آرمانها از فضاى درون انسانها به عرصهء عمل وارد نمىشوند . مانند آرمان محبت انسانها به يكديگر ، لزوم مراعات كرامت و شرف انسانى ، برخوردارى از آزادىهاى معقول ، تعديل خودخواهىها . . . به همين جهت نمىتوان گفت : بروز اين آرمانها انقلابى در جوامع بشرى ايجاد مىكند . اين آرمانها بقدرى در مغزها و كتابهاى ساختهء تفكرات انسانها فراوان و داراى جنبه‌هاى بسيار با عظمت و لذتبخش است كه قابل توصيف و تبيين نمىباشد . با اين حال ، متأسفانه هر چه پيشتر مىرويم ، حيات واقعى و عينى انسانها با اضداد اين آرمانها متبلور مىگردد تا كجا نمىدانيم شايد خدا نخواسته تا نابودى بشريت از روى زمين 4 - انقلابات بوسيلهء اجتماع نيروها و به تكاپو افتادن هماهنگ آنها بطور همزمان ، مانند انقلاب كبير فرانسه ، انقلاب اكتبر شوروى در دوران اخير و غير ذلك . البته نمىتوان گفت كه يك مقدار نيروهاى متنوع در يك زمان محدود بطور هماهنگ به تكاپو افتاده ، ناگهان يك انقلاب را به وجود مىآورند ، زيرا اغلب آن نيروها و عواملى كه براى ايجاد دگرگونى دست بهم داده و موجب دگرگونى ميشوند ، زاييده شدهء همان دوران انقلاب نيستند ، بلكه ممكن است معلولهايى باشند كه علل آنها از مدتهاى طولانى پيش در آن جامعه بوجود آمده و با گذشت زمان ، آن علتها به فعاليت مىافتند و زمينه را براى بروز انقلاب ايجاد مىكنند . هر دو انقلاب كه در بالا نامبرده شد از اين قبيل مىباشند . 5 - انقلابات تدريجى - مىتوان گفت : از هنگام بروز ارتباطات بيشتر ميان جوامع بشرى در روى زمين و مخصوصاً با ظهور پديدهء صنعت در عرصهء اجتماعات ، اين نوع
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 359 | محمد تقي جعفري